رز آبی پارت ۲۶
صبح روز بعد/زمین تمرین:
صبح روز بعد، هنوز بیشتر بازیکنها وارد زمین نشده بودند که میا زودتر از همه آنجا بود.
توپ را روی پایش نگه داشته بود و با هر ضربهی کوچک، آن را در هوا کنترل میکرد.
یک صدا از پشت سرش آمد.
کایزر: میدونی چند دقیقهست دارم نگاهت میکنم؟
میا بدون اینکه برگردد، توپ را بالاتر انداخت و با پشت پایش گرفت.
میا: نه. و راستش هم مهم نیست.
کایزر خندید.
کایزر: جوابهای تو واقعاً عجیبه.
میا برگشت.
میا: تو هم زیادی حرف میزنی.
کایزر: ولی برای همکاری با من هنوز زوده؟
میا توپ را برداشت.
میا: بستگی داره.
کایزر: به چی؟
میا مستقیم نگاهش کرد.
میا: اینکه بتونی امروز منو شکست بدی یا نه.
کایزر لبخند زد.
کایزر: پس چالش رو قبول میکنم.
همان لحظه صدای ایگو از بلندگو پخش شد.
ایگو: همهی بازیکنان، وارد زمین شوند.
چند دقیقه بعد همه جمع شدند.
ایگو به صفحهی بزرگ پشت سرش اشاره کرد.
ایگو: از امروز، ترکیبهای تمرینی به شکل جدیدی تنظیم میشوند.
اسم چند بازیکن روی صفحه ظاهر شد.
بعد اسم دو نفر کنار هم قرار گرفت:
میا ایتوشی — مایکل کایزر
باچیرا فوراً خندید.
باچیرا: باز این دوتا
چگیری: انگار قرار نیست از هم جدا بشن.
رین دستهایش را در جیب لباسش گذاشت.
رین: فقط برای تمرینه.
میا به طرف برادرش برگشت.
میا: چرا قیافت اینطوریه؟
رین: چه شکلی؟
میا: انگار کسی قراره ازت پول قرض بگیره.
رین: فقط دارم نگاه میکنم.
کایزر جلو آمد.
کایزر: پس رسمی شد.
میا ابرو بالا انداخت.
میا: چی؟
کایزر به صفحه اشاره کرد.
کایزر: از امروز شریک تمرینی رسمی منی.
صبح روز بعد، هنوز بیشتر بازیکنها وارد زمین نشده بودند که میا زودتر از همه آنجا بود.
توپ را روی پایش نگه داشته بود و با هر ضربهی کوچک، آن را در هوا کنترل میکرد.
یک صدا از پشت سرش آمد.
کایزر: میدونی چند دقیقهست دارم نگاهت میکنم؟
میا بدون اینکه برگردد، توپ را بالاتر انداخت و با پشت پایش گرفت.
میا: نه. و راستش هم مهم نیست.
کایزر خندید.
کایزر: جوابهای تو واقعاً عجیبه.
میا برگشت.
میا: تو هم زیادی حرف میزنی.
کایزر: ولی برای همکاری با من هنوز زوده؟
میا توپ را برداشت.
میا: بستگی داره.
کایزر: به چی؟
میا مستقیم نگاهش کرد.
میا: اینکه بتونی امروز منو شکست بدی یا نه.
کایزر لبخند زد.
کایزر: پس چالش رو قبول میکنم.
همان لحظه صدای ایگو از بلندگو پخش شد.
ایگو: همهی بازیکنان، وارد زمین شوند.
چند دقیقه بعد همه جمع شدند.
ایگو به صفحهی بزرگ پشت سرش اشاره کرد.
ایگو: از امروز، ترکیبهای تمرینی به شکل جدیدی تنظیم میشوند.
اسم چند بازیکن روی صفحه ظاهر شد.
بعد اسم دو نفر کنار هم قرار گرفت:
میا ایتوشی — مایکل کایزر
باچیرا فوراً خندید.
باچیرا: باز این دوتا
چگیری: انگار قرار نیست از هم جدا بشن.
رین دستهایش را در جیب لباسش گذاشت.
رین: فقط برای تمرینه.
میا به طرف برادرش برگشت.
میا: چرا قیافت اینطوریه؟
رین: چه شکلی؟
میا: انگار کسی قراره ازت پول قرض بگیره.
رین: فقط دارم نگاه میکنم.
کایزر جلو آمد.
کایزر: پس رسمی شد.
میا ابرو بالا انداخت.
میا: چی؟
کایزر به صفحه اشاره کرد.
کایزر: از امروز شریک تمرینی رسمی منی.
- ۵.۶k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط