با تو! همیشه پارت ۳

دور دوم شروع شد.

سه... دو... یک...

بزن بریم!

دو فرفره با سرعت وارد استادیوم شدند.

این بار فیری از همون اول حمله کرد. فرفره‌اش با قدرت به سمت فرفره‌ی میا رفت و ضربه‌ی محکمی زد.

میا: اوهو! بالاخره حمله کردی؟

فیری: گفتم که این دفعه می‌برم!

میا: زیاد مطمئن نباش.

میا مسیر فرفره‌اش رو تغییر داد و درست لحظه‌ای که فیری دوباره حمله کرد، کنار رفت.

فرفره‌ی فیری به دیواره برخورد کرد.

فیری: نه نه نه!

میا: خودت گفتی می‌بری!

فیری: هنوز تموم نشده!

فرفره‌ی میا ناگهان با یک ضربه‌ی مستقیم به فرفره‌ی فیری برخورد کرد.

تق!

فرفره‌ی فیری از استادیوم بیرون پرید.

چند ثانیه سکوت.

میا: ...بردم.

فیری به فرفره‌اش که روی زمین افتاده بود نگاه کرد.

فیری: این عادلانه نبود.

میا: کاملاً عادلانه بود.

فیری: حواسم پرت شد.

میا: چرا؟

فیری نگاهش رو بالا آورد.

فیری: چون تو خندیدی.

میا: تقصیر من نیست که.

فیری: وقتی می‌خندی، تمرکز کردن سخت می‌شه.

میا چند لحظه چیزی نگفت، بعد لبخند زد.

میا: پس باید بیشتر تمرین کنی.

فیری: یا اینکه تو کمتر بخندی.

میا: عمراً.

فیری خندید و فرفره‌اش رو برداشت.

فیری: باشه. پس باختم.

میا: و شرط رو یادت نرفته؟

فیری: نه.

میا: نوشیدنی منو می‌خری.

فیری: می‌دونم.

هر دو از سالن بیرون رفتند.

چند دقیقه بعد، کنار دستگاه نوشیدنی، فیری دو بطری برداشت و یکی رو به میا داد.

میا: ممنون.

فیری: نوش جان، قهرمان.

میا بطری رو گرفت و با لبخند بهش نگاه کرد.

میا: دفعه‌ی بعد می‌بری.

فیری: قول می‌دم.

میا: قول؟

فیری دستش رو جلو آورد.

فیری: قول.

میا دستش رو گرفت.

میا: پس منتظرشم.

فیری لبخند زد.

فیری: البته یه چیز دیگه هم هست.

میا: چی؟

فیری: اگه بازم ببازم...

میا: خب؟

فیری: باز هم برات نوشیدنی می‌خرم.

میا: یعنی از الان داری برای باخت‌های بعدیت برنامه می‌ریزی؟

فیری: نه.

فیری با خنده گفت:

فیری: دارم بهونه پیدا می‌کنم که بیشتر باهات وقت بگذرونم.

میا چند لحظه نگاهش کرد و بعد با خنده آروم به شونه‌اش زد.

میا: خیلی زرنگی.

فیری: می‌دونم. 🌀💜
دیدگاه ها (۰)

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۱

ریاکشن

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۲

رز آبی پارت ۲۷

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁶. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(دوشنبه__ ۱۰:۲۳ د...

درخواستی

پارت سه

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟓 ☕🍓𓂃 ࣪˖ ִֶָ «یکی برای منم بگیر.....

نخ هایی که دلم رو بهت دوخت

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و...p30.$ : خیلی خب. خودت خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط