جهیزیه 🌹

جهیزیه 🌹
قالی می‌بافت به چه قشنگی؛ ولی درآمدش رو برای خودش خرج نمی‌کرد. هر چی از این راه در می‌آورد، یا برای دخترای فقیر جهیزیه می‌خرید و یا برای بچه‌ها قلم و دفتر. حتی جهیزیه خودش رو هم داد به دختر دم بخت؛ البته با اجازه من. یادمه یه بار برای عیدش یه دست لباس سبز و قرمز خیلی قشنگ خریده بودم. روز عید باهاش رفت بیرون و وقتی برگشت درش آورد و گذاشت کنار. ازش پرسیدیم: «چرا شب عیدی لباس نوت رو در آوردی؟» گفت: «وقتی پیش بچه‌ها بودم با این لباس احساس خیلی بدی داشتم. همش فکر می‌کردم نکنه یکی از این بچه‌ها نتونه برای عیدش لباس نو بخره... دیگه نمی‌پوشمش!».
🕊شهیده طیبه واعظی دهنوی🥀

📚کفش های جامانده در ساحل، صفحه10 الی 15


💚امام صادق علیه السلام💚
محبوب ترین مؤمنان نزد خدا کسی است که مؤمن تُهیدست را در امور مادیِ زندگـی‌اش یاری رساند.
📚بحارالانوار، جلد75 ، صفحه261

#چادری_های_سرخ
#جهیزیه
#شهادت
#شهیده
#مکتب_شهدا
#راهشان_ادامه_دارد
دیدگاه ها (۲)

#چندخاطره🔸واو به واو این خاطرات شهیده واعظی بسیار خواندنی اس...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

رمان عشق ممنوع

پارت ۲۵

رمان آغوشی از جنس خطر پارت سیزدهم ۱۳

سلام،در برنامه ی دیگه فعالیت مذهبی دارم رفتم تو صفحه ی کاربر...

پارت ۴۲صبح روز بعد، وقتی از خواب بیدار شدم، هنوز اتفاقات دیش...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p33هنوز از دیدن فلیکس شو...

~😭💜 | یه اتفاق باورنکردنی برای یه آرمی!یکی از آرمی‌ها با انت...

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط