#لحضه_عاشقی.                                  پارت44

#لحضه_عاشقی.                                  پارت44

اسیع:یهو حالت تهوع گرفتم دوییدم سمت سرویس درو قفل کردم

دروک:اسیع ؟اسیه؟ حالت خوبه ؟

اسیع :خوبم خوبم رفتیم سمت میز و نشستم داشتیم غذامونو می‌خوردیم که دروک گفت

دروک:اسیع مدرسه فردا تعطیله

اسیع :عه

دروک:اره
دیدگاه ها (۱)

پارت ۱۹ × خب چیزه باشه خب کوک که نمی دونه ما باهمیم برای همی...

رمان عشق ممنوع

پدر خوانده فصل دو

نوری در دنیای مرده هاپارت ¹ویو یوناامروز باید برم مدرسه وایی...

پنهان عشق

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

عشق میان ما پارت ۳

دوپارتی اسمات درخواستی از جیناسمات از جینا،ت ویوجین بعد از ۳...

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط