صدای تو دریاست! آرام و آبی، دریاچه ها وقتی از حنجره ات بی

صدای تو دریاست! آرام و آبی، دریاچه ها وقتی از حنجره ات بیرون می ریزند گویی مرغان دریایی آخرین عاشقانه های جهان را می خوانند و پر میزنند تا جان مریم. انگار ماهی ها لبهای کوچکشان را به دوستت دارم ها باز و بسته میکنند . صدای تو که می پیچد در آبی دریا، ماهیگیرها هم عشق صید میکنند و خورشید بر سرزمین خورشید دوباره می تابد. حالا که نیستی باز هم دریا آبی است و باز هم صدای موج می آید و باز هم شب از رویای تو رنگین می شود چون تو اثبات این حرف امروزینی که تنها صداست که می ماند . صدای دریایی ات را سر بده تا قایقی بسازم رو به ساحل عشق...
دیدگاه ها (۱)

قایقی خواهم ساخت ..

ات ویو نمی‌دونم چرا اشکام بند نمیاد... من سیزده ساله که با ...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

وقتی اون تورو به سرپرستی می‌گیره و... p29 ویو ا.تنور آفتاب ا...

قایقی خواهم ساخت،خواهم انداخت به آب…پشت دریاها شهری استکه در...

قایقی خواهم ساخت،خواهم انداخت به آب.پشت دریاها شهری استکه در...

قایقی خواهم ساخت،خواهم انداخت به آب.پشت دریاها شهری استکه در...

پشت دریاها شهری ستکه در آن پنجره ها رو به تجلی باز استبامها ...

در بندر آبی چشمانتباران رنگ های آهنگین داردخورشید و بادبان ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط