{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه ها همه به روی پرده سینما بود...

نگاه ها همه به روی پرده سینما بود...
اکران فیلم شروع شد...
شروع فیلم سقف یک اتاق را نشان می داد
دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق
سه،چهار،پنج...
هشت دقیقه از فیلم گذشته بود و فیلم فقط سقف اتاق را نشان می داد..
صدای همه در آمده بود
اغلب حاضران سینما را ترک کردند...
ناگهان دوربین حرکت کرد و پایین آمد و به مردی که روی تخت خوابیده بود و به سقف خیره شده بود رسید....

زیرنویس فیلم:
این تنها هشت دقیقه از زندگی یک جانباز قطع نخاعی ست که شما طاقت آن را نداشتید.......
دیدگاه ها (۱)

🖤 پارت ۲۹ | «مردی که مرده بود»لانا به تصویر خیره مانده بود.—...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁸ویو میکا_____چند ثانیه...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۵همه با شنیدن صدای قفل شدن در به...

کلاور فیلد

سایه‌های کلاغپارت سی‌وپنجم | حقیقتی که خون می‌خواستهلیکوپتر ...

پارت ۴۸ اتاق برای چند ثانیه در سکوت فرو رفت.آریانا هنوز به گ...

[چند پارتی]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط