⚖️ وکیل من ⚖️
⚖️ وکیل من ⚖️
پارت ۴ — حقیقت پشت فیلم
چند دقیقه بعد
جنی و هیونجین از دفتر خارج شدند و سوار ماشین شدند.
جنی تمام مسیر ساکت بود.
اما ذهنش پر از سؤال بود.
چند بار خواست چیزی بپرسد، ولی هر بار منصرف شد.
بالاخره طاقت نیاورد.
— آقای هوانگ...
هیونجین که مشغول رانندگی بود، نگاه کوتاهی به او انداخت.
— بله؟
— فکر میکنید واقعاً یکی فیلم رو پاک کرده؟
هیونجین چند لحظه سکوت کرد.
— نمیدونم.
جنی اخم کرد.
— ولی خودتون گفتید دقیقاً همون چند ثانیهای پاک شده که قبل از تصادف اتفاق افتاده.
— درسته.
— این خیلی مشکوکه!
هیونجین آرام گفت:
— مشکوکه، اما هنوز مدرک کافی برای نتیجهگیری نداریم.
جنی زیر لب گفت:
— من فقط میخوام ثابت بشه بیگناهم...
هیونجین نگاه کوتاهی به او انداخت.
— میشه ثابتش کرد.
جنی سرش را بلند کرد.
— از کجا اینقدر مطمئنید؟
هیونجین جواب نداد.
چند دقیقه بعد به محل بررسی دوربین رسیدند.
یکی از مأموران منتظرشان بود.
— آقای هوانگ؟
هیونجین از ماشین پیاده شد.
— بله.
مأمور به جنی نگاه کرد.
— شما هم خانم کیم هستید؟
جنی سر تکان داد.
— بله.
مأمور آنها را به اتاق کوچکی راهنمایی کرد.
روی میز یک لپتاپ قرار داشت.
— این همون فیلمیه که از دوربین خیابون به دستمون رسیده.
هیونجین کنار میز نشست.
— قسمت حذفشده چقدره؟
مأمور گفت:
— حدود هشت ثانیه.
جنی با تعجب گفت:
— هشت ثانیه؟!
— بله.
هیونجین فیلم را باز کرد.
تصویر خیابان روی صفحه ظاهر شد.
ماشینها یکییکی از جلوی دوربین عبور میکردند.
هیونجین زمان فیلم را جلو برد.
— نگه دارید.
مأمور فیلم را متوقف کرد.
هیونجین به صفحه خیره شد.
— اینجا.
جنی جلو آمد.
— چی دیدید؟
هیونجین به گوشهی تصویر اشاره کرد.
— ماشین اون راننده.
ماشین برای چند لحظه در تصویر دیده میشد.
جنی آرام گفت:
— اون که داره مستقیم میاد...
هیونجین فیلم را چند ثانیه عقب برد.
— دوباره پخش کنید.
فیلم پخش شد.
این بار جنی با دقت نگاه کرد.
ماشین مقابل ناگهان کمی مسیرش را تغییر داد.
جنی با تعجب گفت:
— صبر کنید!
هیونجین سریع فیلم را متوقف کرد.
جنی به صفحه اشاره کرد.
— خودش مسیرش رو عوض کرد!
هیونجین نگاهش کرد.
— دقیقاً.
جنی نفسش را حبس کرد.
— پس من...
هیونجین حرفش را کامل کرد:
— شما به سمت ماشین اون نرفتید.
جنی برای اولین بار واقعاً احساس کرد چیزی به نفعش پیدا شده.
اما ناگهان مأمور گفت:
— یه لحظه.
هر سه به صفحه نگاه کردند.
مأمور چند ثانیه عقب رفت.
در گوشهی تصویر، درست قبل از قسمت حذفشده، سایهی یک ماشین دیگر دیده میشد.
هیونجین با دقت به صفحه خیره شد.
— این ماشین کیه؟
مأمور جواب داد:
— نمیدونیم.
جنی آرام پرسید:
— چرا؟
هیونجین به تصویر نزدیکتر شد.
— چون پلاکش مشخص نیست.
چند ثانیه سکوت برقرار شد.
بعد هیونجین گفت:
— اما این ماشین درست چند ثانیه قبل از تصادف وارد تصویر شده.
جنی به او نگاه کرد.
— یعنی ممکنه به پرونده مربوط باشه؟
هیونجین جواب داد:
— هنوز نمیدونیم.
اما نگاهش روی تصویر ثابت مانده بود.
چیزی در آن ماشین توجهش را جلب کرده بود.
— فیلم رو نگه دارید.
مأمور متوقفش کرد.
هیونجین آرام گفت:
— این ماشین رو قبلاً هم دیدم...
جنی با تعجب پرسید:
— کجا؟
هیونجین چیزی نگفت.
فقط دوباره عکسهای پرونده را از کیفش بیرون آورد.
یکی از عکسها را کنار تصویر دوربین گذاشت.
جنی با تعجب نگاه کرد.
— چی شده؟
هیونجین آرام گفت:
— فکر کنم این فقط یک تصادف نیست.
جنی قلبش فرو ریخت.
— یعنی چی؟
هیونجین به تصویر ماشین ناشناس نگاه کرد.
— باید بفهمیم این ماشین قبل از تصادف کجا بوده.
پرونده حالا وارد مرحلهی جدیدی شده بود.
چون برای اولین بار...
یک ماشین ناشناس وارد ماجرا شده بود.
پارت ۴ — حقیقت پشت فیلم
چند دقیقه بعد
جنی و هیونجین از دفتر خارج شدند و سوار ماشین شدند.
جنی تمام مسیر ساکت بود.
اما ذهنش پر از سؤال بود.
چند بار خواست چیزی بپرسد، ولی هر بار منصرف شد.
بالاخره طاقت نیاورد.
— آقای هوانگ...
هیونجین که مشغول رانندگی بود، نگاه کوتاهی به او انداخت.
— بله؟
— فکر میکنید واقعاً یکی فیلم رو پاک کرده؟
هیونجین چند لحظه سکوت کرد.
— نمیدونم.
جنی اخم کرد.
— ولی خودتون گفتید دقیقاً همون چند ثانیهای پاک شده که قبل از تصادف اتفاق افتاده.
— درسته.
— این خیلی مشکوکه!
هیونجین آرام گفت:
— مشکوکه، اما هنوز مدرک کافی برای نتیجهگیری نداریم.
جنی زیر لب گفت:
— من فقط میخوام ثابت بشه بیگناهم...
هیونجین نگاه کوتاهی به او انداخت.
— میشه ثابتش کرد.
جنی سرش را بلند کرد.
— از کجا اینقدر مطمئنید؟
هیونجین جواب نداد.
چند دقیقه بعد به محل بررسی دوربین رسیدند.
یکی از مأموران منتظرشان بود.
— آقای هوانگ؟
هیونجین از ماشین پیاده شد.
— بله.
مأمور به جنی نگاه کرد.
— شما هم خانم کیم هستید؟
جنی سر تکان داد.
— بله.
مأمور آنها را به اتاق کوچکی راهنمایی کرد.
روی میز یک لپتاپ قرار داشت.
— این همون فیلمیه که از دوربین خیابون به دستمون رسیده.
هیونجین کنار میز نشست.
— قسمت حذفشده چقدره؟
مأمور گفت:
— حدود هشت ثانیه.
جنی با تعجب گفت:
— هشت ثانیه؟!
— بله.
هیونجین فیلم را باز کرد.
تصویر خیابان روی صفحه ظاهر شد.
ماشینها یکییکی از جلوی دوربین عبور میکردند.
هیونجین زمان فیلم را جلو برد.
— نگه دارید.
مأمور فیلم را متوقف کرد.
هیونجین به صفحه خیره شد.
— اینجا.
جنی جلو آمد.
— چی دیدید؟
هیونجین به گوشهی تصویر اشاره کرد.
— ماشین اون راننده.
ماشین برای چند لحظه در تصویر دیده میشد.
جنی آرام گفت:
— اون که داره مستقیم میاد...
هیونجین فیلم را چند ثانیه عقب برد.
— دوباره پخش کنید.
فیلم پخش شد.
این بار جنی با دقت نگاه کرد.
ماشین مقابل ناگهان کمی مسیرش را تغییر داد.
جنی با تعجب گفت:
— صبر کنید!
هیونجین سریع فیلم را متوقف کرد.
جنی به صفحه اشاره کرد.
— خودش مسیرش رو عوض کرد!
هیونجین نگاهش کرد.
— دقیقاً.
جنی نفسش را حبس کرد.
— پس من...
هیونجین حرفش را کامل کرد:
— شما به سمت ماشین اون نرفتید.
جنی برای اولین بار واقعاً احساس کرد چیزی به نفعش پیدا شده.
اما ناگهان مأمور گفت:
— یه لحظه.
هر سه به صفحه نگاه کردند.
مأمور چند ثانیه عقب رفت.
در گوشهی تصویر، درست قبل از قسمت حذفشده، سایهی یک ماشین دیگر دیده میشد.
هیونجین با دقت به صفحه خیره شد.
— این ماشین کیه؟
مأمور جواب داد:
— نمیدونیم.
جنی آرام پرسید:
— چرا؟
هیونجین به تصویر نزدیکتر شد.
— چون پلاکش مشخص نیست.
چند ثانیه سکوت برقرار شد.
بعد هیونجین گفت:
— اما این ماشین درست چند ثانیه قبل از تصادف وارد تصویر شده.
جنی به او نگاه کرد.
— یعنی ممکنه به پرونده مربوط باشه؟
هیونجین جواب داد:
— هنوز نمیدونیم.
اما نگاهش روی تصویر ثابت مانده بود.
چیزی در آن ماشین توجهش را جلب کرده بود.
— فیلم رو نگه دارید.
مأمور متوقفش کرد.
هیونجین آرام گفت:
— این ماشین رو قبلاً هم دیدم...
جنی با تعجب پرسید:
— کجا؟
هیونجین چیزی نگفت.
فقط دوباره عکسهای پرونده را از کیفش بیرون آورد.
یکی از عکسها را کنار تصویر دوربین گذاشت.
جنی با تعجب نگاه کرد.
— چی شده؟
هیونجین آرام گفت:
— فکر کنم این فقط یک تصادف نیست.
جنی قلبش فرو ریخت.
— یعنی چی؟
هیونجین به تصویر ماشین ناشناس نگاه کرد.
— باید بفهمیم این ماشین قبل از تصادف کجا بوده.
پرونده حالا وارد مرحلهی جدیدی شده بود.
چون برای اولین بار...
یک ماشین ناشناس وارد ماجرا شده بود.
- ۳۸۳
- ۰۱ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط