چندپارتی‌ازتهیونگ

چندپارتی‌ازتهیونگ
شات‌اول(من توی چنتا فیک ک دیده بودم اینطوری مینوشتن😂)
ات‌ویو
سلام! من پارک ات هستم،۲۲سالمه و خانواده‌مو از دست دادم..
من این چند روز اخیر فهمیدم که ی تومور توی مغزم درحال رشد کردنه..
دکترا گفتن فوقش تا ی سال دووم میارم.
البته که خودمم راضیم بمیرم،میرم پیش پدر و مادرم!
فردا وقت دکتر گرفتم،چون گفته بودن باید شیمی درمانیو شروع کنم.
بهم گفته بودن شاید حافظمو برای چند دقیقه یا ساعت از دست بدم.*حالا نمیدونم اینطوری هس یا نه😂*
ات ـ خبب این سریالی که پنج ثانیه توی اینستا دیدم چی بود اسمش..؟اهاا خون شیرین!
اینطور که توی کامنتا دیدم همه تعریف میکردن، بزار ببینم خوبه؟
(سریالو تموم کرد)
ات ـ هقق چرا این ب اون نرسیددد فینن*مماخ😂*
هااا*خمیازه*اوو ساعت ۶ صبحه و من هنوز بیدارم!
دیگه خابیدنم فایده نداره پس..بزار کالیمبا بزنم!
یاد آهنگ «جان مریم» افتادم، خیلی دوست دارم توی این یسال بتونم نتاشو حفظ کنم(نچ نمیتونی خاعرم😂من یساله هنو لنگم)
(ساعت⁷صبح)
ات ـ خوب دیگه بسه! بزار پاشم برم دسشویی شا.شم ریخت(اینکه تومور داره دلیل نمیشه شوخی نکنم😂)
ات ـ اخیشش..قوررر*صدای شکمش*
ات ـ گشنمه..بزار نون پنیر بخورم.
(رفت مطب دکتر)
ات ـ سلام خانم.
منشی ـ سلام عزیزم، بفرمایید.
ات ـ من پارک ات‌ام،وقت گرفته بودم.
منشی ـ بفرمایید بنشینین صداتون میکنم!
ات ـ ممنون♡.
تهیونگ‌ویو
سلام! من کیم تهیونگ هستم،۲۳سالمه،
امروز صبح با سردرد بدی از خاب بلند شدم. حتی قرصم خوردم! ولی اثری نداشت.
باید برم پیش دکتر مغزو اعصاب، هرچی باشه سردردم ب مغزو اعصاب ربط داره دیگه!
راه افتادمو رفتم سمت مطب
(داخل مطب)
ی دختری جلوی من وایساده بود،در مقابل من اندازه جوجه بود.
وقتی رفت که بره بشینه نیم رخشو دیدم،ی دختر چقدر میتونه جذاب و در عین حال کیوت باشه؟!
ـــــــــــــــــ
حیمایت؟
اگه خوشتون اومه حتما نظر بدین♡
دیدگاه ها (۱۹)

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕07⊹˚₊𐙚کوک:ـ نمی‌دونم، شاید مثلاً بری ب...

₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟏 ⊹˚₊𐙚🌷 ویو آت | فرودگاههشت سال...هش...

•~تک پارتی جونگکوک~•یک روز با جونگکوک چطور میگذره؟( به عنوان...

𓆩 پارت ۴۶ 𓆪 🖤🥀جیمین با عصبانیت وارد عمارت شد.جیمین: تمام افر...

part ⁵ویو اتصبح با سردرد و بدن درد شدیدی از خواب بیدار شدم آ...

💗فقط یه دوست معمولی پارت پنجم بالاخره بعد از کلی خندیدن و مس...

True Love③②چند ساعت بعد تهیونگ: لباست رو دوست داشتی؟ ا/ت: خی...

𓂃 𐙚 پارت ۲۹ | ویو ته‌یونگ 𐙚 𓂃داشت با لبخند نگاهم می‌کرد.خوشح...

تا وقتی قلبمان بیدار بشود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط