سناریو توکیو ریونجرز

خانم ها و آقایان خوش آمدید به ★سناریو درخواستی از توکیو ریونجرز★

موضوع:«دراکن و ا.ت.» (در واقع اینطوریه که دراکن عاشق ا.ت میشه... فکر کنید اِما وجود ندارهـ- 🤚🫪✋)

کاراکترها:«کــــــــــن ریــــــــــوگـــــــــــوجـــــــــــی.» (البته فقط ایشون داخل داستان نیست و بعضی از شخصیت‌های دیگه هم هستند.)
Part⁴

ــــــــــــــــــ 🎀 (⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠✧⁠*⁠。 🎀 ـــــــــــــــــ‌


چند روز بعد، همه اعضای تومان روی پشت‌بوم یه ساختمون قدیمی جمع شده بودن تا کمی استراحت کنن. دراکن اون روز عجیب حواسش پرت بود. همه‌اش یواشکی به ا.ت نگاه می‌کرد که داشت با میتسویا می‌خندید و سر به سرش می‌گذاشت.

میتسویا متوجه نگاه‌های دراکن شد و پرسید: «هی دراکن، چرا انقدر زل زدی به ا.ت؟»

دراکن یهو به خودش آمد و به جای دیگری زل زد و با صدای بلندی گفت: «من؟! کی زل زده؟ داشتم به اون پرنده‌ی پشت سرش نگاه می‌کردم!»

ا.ت برگشت و با تعجب ابروهاش رو بالا انداخت و گفت: «پرنده؟ اینجا که پرنده‌ای نیست! دراکن-کون، حالت خوبه؟»

دراکن حسابی سرخ شد و با یه لحنِ خشک و عصبی گفت: «اَه، اصلاً ولش کن! تو زیادی کوچیکی! مطمئنم یه روز خودتو توی دردسر میندازی! به خاطر همینه که باید یکی ازت محافظت کنه...»

همه با تعجب به دراکن زل زدن. مایکی از خنده اشک می‌ریخت و گفت: «کن‌چین! حالت خوبه؟ یعنی داری میگی که تو می‌خوای ازش محافظت کنی؟!»

دراکن یک نگاه پر از فحـ&ـش به مایکی انداخت و رفت یه گوشه‌ی دیگه نشست.

همون شب، یه گروه از گنگ رقیب (حالا فرض کنید یه گنگه یکم ضعیف) به منطقه‌شون حمله کردن. دراکن سریع خودش رو رسوند به ا.ت و گفت: «عقب بمون! من ازت محافظت می‌کنم!»

ولی یک چشم به هم زدن، ا.ت خودش دو تا از اون خلافکارها رو با یه حرکت سریع نقش زمین کرد! بعد برگشت سمت دراکن و با خونسردی گفت: «محافظت؟ از چی؟»

دراکن همون‌طور آنجا وایساد و به ا.ت، مات و مبهوت (درست نوشتم؟؟😂👌) نگاه کرد. دلش حسابی گرفته بود، ولی یه جای دیگه توی دلش، بیشتر از قبل عاشق این دخترِ بی‌خیال و بامزه شده بود.

ـ ادامه دارد...


ــــــــــــــــــ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ــــــــــــــــــ




¸„.-•~¹°”ˆ˜¨ 🎀 (⁠◍⁠•⁠ᴗ⁠•⁠◍⁠)⁠✧⁠*⁠。 🎀 ¨˜ˆ”°¹~•-.„¸
#توکیو_ریونجرز #انتقام_جویان_توکیو #انیمه #سناریو #وانشات #تاکمیچی #مایکی #دراکن #باجی #چیفویو #میتسویا #اسمایلی #انگری #اینوپی #سانزو #ران #ریندو #هانما #کیساکی #کازوتورا #ایزانا #شیون_مادارامه #کاکوچو #کوکونوی #سنجو #واکاسا #تاکئومی #هینا #شینیچیرو #آکانه #تایجو #هاکای #توکیو_مانجی_گنگ #تومان #والهالا #بلک_دراگن #بونتن #براهمن #سوریو
,-*'^'~*-.,_,.-*~ 🎀 𝒱𝒾𝒸𝓉🍪𝓇 🎀 ~*-.,_,.-*~'^'*-,
دیدگاه ها (۵)

🖤🏍️ Tokyo Revengers — دختر رئیسقسمت اول: ورود به تومانساعت ۹...

سناریو میتسویا پارت ۳

سناریو خط قرمز

سناریو مایکی پارت ۴

بذار اون قسمت رو درست کنیم و ادامه بدیم:𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪...

سناریو مایکی پارت ۱

پارت آخر

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 11 | جزئیات کوچکصبح روز بعد، ا/ت کمی زودتر از ...

stolen

سناریو مایکی پارت۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط