my love story...(: part ①
یکی از روزای پاییز
مثه همیشه سرد و خشک
البته برای من
شاید برای بقیه اینجوری نباشه
نمیدونم....
ولی حسی که اون دختر بهم میده عجیبه
خاصه جالبه
دوسش دارم
اگه امروزم باهام دعوا کنه میرم بمیرم (((((((((((((((((((((((((((((((((:
چون فقط مثبتم؟...چون وقتی میبینمش زبونم بند میاد؟...چون نمیتونم مثه ادم صحبت کنم؟...اون همیشه خوشکل تر از همیشه میاد پیشم
و من مثه یه احمق بهش زل میزنم
دفعه اخری که نگام کرد از شدته تپشه قلب نزدیک بود سکته بزنم (:
ولی اصلا درباره حسم هیچی نمیگم بهش
نمیخوام بچه های کلاس مسخرش کنن و بگن اون احمقه دست و پا چلفتی عاشقه همچین دختریه
اون هیچ فرقی با یه فرشته نداره...
ا/ت...بهترین دوسته مهده کودکم
الان دختریه که قلبم و با نگاهاش فشار میده
نمیتونم بیشت از پنج ثانیه بهش زل بزنم
اون یه فرشتس (
پangle
چیزی که تو ذهنم هک شده...
خوشحالیش زندگیمو تا اخر میسازه
البته اگه مادر پدرم بفهمن حسی به دارم بدبختم میکنن
من نمیتونم زیاد بادخترا صحبت کنم
اونا میگن این چیزا برای منه 15 ساله خیلی زوده باید فقط رو درسم تمرکز کنم
ولی وقتی ا/ت کیم بغل دستیت باشه مگه حواسم واست میمونه؟ (: >
اوه اوه کلاس شروع شد
جیسو=ا/ت....
ا/ت.=هوم؟
آیو=جیمین...
ا/ت.=هوففففففففف من میرم
*ا/ت نشست سره جاش*
جیمین=سلام..
ا/ت چشم قوره رفت
جیمین=...
ا/ت=امشب باباهامون
باید همو ببینن
جیمین=...
ا/ت.=خودت میدونی خوشم نمیاد سمتم بیای...
جیمین=آره...
ا/ت=پس سمتم نیا...
جیمین=چرا از من بدت میاد
جیمین=در حالی که من دیوونه چشاتم (:َََََََ
در حالی که من وقتی ببیمت قلبم تیر میکشه (:ََََََََََََََََََََ
ا/ت.=به خاطره اینکه احمقی...
جیمین=منو تو دوستای خوبی بودیم
ا/ت.=خودتم داری درباره فعله گذشته صحبت میکنی🙂
جیمین=...
از کی این نفرتش به من شروع شد؟
چرا...
با صدای کوبیدنه خط کش رو میز به خودم اومدم
معلم=دیگه ساکت بچه ها
بعده کلاسه هندسه ا/ت. پیشه دوستاش بود و داشتن میخندیدن
but she's so sweet (=
she's so pretty (=
با خندیدنای ا/ت. لبخند رو لبام ظاهر میشد
سواره ماشین شدم و رفتم
تا رسیدم خونه رو تختم ولو شدم
نفسه عمیق کشیدم
چشمام و بستم و به سناریوهام فک میکردم
با شنیدنه صدای در زدن به خودم اومدم
کارلا=جیمییییییییییین!
جیمین=بله مامااااان
کارلا در و باز کرد
کارلا=باید صحبت کنیم...
مامان نشست رو تخت بغلم
کارلا=چت شده
جیمین=چی چم شده
کارلا=تو شبیه جیمینه قبلی نیستی...
لبخند زدم
مثه همیشه سرد و خشک
البته برای من
شاید برای بقیه اینجوری نباشه
نمیدونم....
ولی حسی که اون دختر بهم میده عجیبه
خاصه جالبه
دوسش دارم
اگه امروزم باهام دعوا کنه میرم بمیرم (((((((((((((((((((((((((((((((((:
چون فقط مثبتم؟...چون وقتی میبینمش زبونم بند میاد؟...چون نمیتونم مثه ادم صحبت کنم؟...اون همیشه خوشکل تر از همیشه میاد پیشم
و من مثه یه احمق بهش زل میزنم
دفعه اخری که نگام کرد از شدته تپشه قلب نزدیک بود سکته بزنم (:
ولی اصلا درباره حسم هیچی نمیگم بهش
نمیخوام بچه های کلاس مسخرش کنن و بگن اون احمقه دست و پا چلفتی عاشقه همچین دختریه
اون هیچ فرقی با یه فرشته نداره...
ا/ت...بهترین دوسته مهده کودکم
الان دختریه که قلبم و با نگاهاش فشار میده
نمیتونم بیشت از پنج ثانیه بهش زل بزنم
اون یه فرشتس (
پangle
چیزی که تو ذهنم هک شده...
خوشحالیش زندگیمو تا اخر میسازه
البته اگه مادر پدرم بفهمن حسی به دارم بدبختم میکنن
من نمیتونم زیاد بادخترا صحبت کنم
اونا میگن این چیزا برای منه 15 ساله خیلی زوده باید فقط رو درسم تمرکز کنم
ولی وقتی ا/ت کیم بغل دستیت باشه مگه حواسم واست میمونه؟ (: >
اوه اوه کلاس شروع شد
جیسو=ا/ت....
ا/ت.=هوم؟
آیو=جیمین...
ا/ت.=هوففففففففف من میرم
*ا/ت نشست سره جاش*
جیمین=سلام..
ا/ت چشم قوره رفت
جیمین=...
ا/ت=امشب باباهامون
باید همو ببینن
جیمین=...
ا/ت.=خودت میدونی خوشم نمیاد سمتم بیای...
جیمین=آره...
ا/ت=پس سمتم نیا...
جیمین=چرا از من بدت میاد
جیمین=در حالی که من دیوونه چشاتم (:َََََََ
در حالی که من وقتی ببیمت قلبم تیر میکشه (:ََََََََََََََََََََ
ا/ت.=به خاطره اینکه احمقی...
جیمین=منو تو دوستای خوبی بودیم
ا/ت.=خودتم داری درباره فعله گذشته صحبت میکنی🙂
جیمین=...
از کی این نفرتش به من شروع شد؟
چرا...
با صدای کوبیدنه خط کش رو میز به خودم اومدم
معلم=دیگه ساکت بچه ها
بعده کلاسه هندسه ا/ت. پیشه دوستاش بود و داشتن میخندیدن
but she's so sweet (=
she's so pretty (=
با خندیدنای ا/ت. لبخند رو لبام ظاهر میشد
سواره ماشین شدم و رفتم
تا رسیدم خونه رو تختم ولو شدم
نفسه عمیق کشیدم
چشمام و بستم و به سناریوهام فک میکردم
با شنیدنه صدای در زدن به خودم اومدم
کارلا=جیمییییییییییین!
جیمین=بله مامااااان
کارلا در و باز کرد
کارلا=باید صحبت کنیم...
مامان نشست رو تخت بغلم
کارلا=چت شده
جیمین=چی چم شده
کارلا=تو شبیه جیمینه قبلی نیستی...
لبخند زدم
- ۶۱.۲k
- ۰۴ تیر ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط