فصل دوم پارت اول عشق غیر قابل دسترس...

جیمین؛
یه هفته دیگ مونده تا دانشگاه تعطیله شه،کم کم داره تابستون میرسه و هر کس میره تعطیلات،کلاس امروز تموم شده بود که مدیر اومد:
مدیر:خب بچه ها هفته ی اخر دانشگاهتونه از طرف دانشگاه میریم اسپانیا هر کس تمایل داره به دفتر من بیاد فقط هر چی زودتر اقدام کنید تا کارهای لازم رو انجام بدیم ممنون
بعد از رفتن مدیر بچه ها همهمه کردن،داشتم وسایلم رو جمع میکردم که جان اومد کنارم:
جان:خب نظرت چیه؟
جیمین:برای چی؟
جان:اسپانیا دیگه
جیمین:اها نمیدونم،شاید بیام
جان:پس اسمتو به مدیر بدم؟
جیمین:نه فعلا صبر کن به الیزا هم بگم
پا شدم و رفتم سر میز الیزا که داشت با جسی حرف میزد،خواستم برگردم که شاردن دستمو گرفت:
شاردن:چطوری جیمین؟
جیمین:خوبم ممنون
شاردن:چند وقتی میشه با هم حرف نزدیم
جیمین:اوهوم...اره
شاردن:نظرت درباره یه گپ و گفت دوستانه چیه؟
وقتی دیدم الیزا هم گرم حرف زدن با جسی،قبول کردم که صحبت کوتاهی با شاردن داشته باشم از اون موقع به بعد خیلی با شاردن حرف نزدم
جیمین:باشه بریم
شاردن:بیا سوار موتور من شو بریم این اطراف یه چرخی بزنیم
با شاردن یه خیابون اون طرف تر یه بستنی خریدیم به الیزا پیام دادم که" پیش شاردنم و شاید دیر کنم،خودت برو خونه"
مشغول خوردن بستنی بودیم که شاردن شروع کرد:
شاردن:میدونی جیمین،من ادم رفیق بازی نیستم هر وقت با یکی دوست شدم خیری ازش ندیدم،فکر میکردم تو و الیزا هم اینجوری باشین اما نبودین،بعد از فوت پدر و مادرم انگار خدا شمارو سر راهم گذاشت تاحالا چند بار شده انتقالی بگیرم اما به خاطر جدایی از شماها نتونستم،شماها بهترین رفیقمین
وقتی از خودش و زندگیش تعریف کرد،از خودم شرمنده شدم که زود قضاوت کردم و درباره اش اینجوری فکر کردم اون منو دوست صمیمیش میدونه،رفتم نزدیکش و بغلش کردم:
جیمین:من کنارتم داداش
شاردن:ممنونم جیمین
شاردن:راستی اسپانیارو میای دیگ؟مطمئنم خیلی خوش میگذره
جیمین:اره فقط صبر کن به الیزام بگم
شاردن:به الیزا گفتم،گفت میاد
با توضیحی که بهم داد دیگ ازش بدم نمیومد و حسادت نمیکردم که چرا نزدیک الیزا میشه
جیمین:خب پس خیلی خوبه میریم...
دیدگاه ها (۲)

چند پارتی

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

من عاشق دشمنم شدم پارت دوم

Destiny part 14

Contract 🍷#contract 𝑃𝑇16ویو هویج: شاید بعضی وقتا دست دوستی د...

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁵ویو میکا_____چشمم رفت...

اصلا نفهمیدم کی بیهوش شدم و کی به هوش اومدمولی وقتی بیدار شد...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "48""ویو پارک آنجلینا"چند ...

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 22...........گارسون=بله بفرم...

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟸[View مری]همین که حرف جین رو شنیدم، یکم تعجب کردم.یعنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط