{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مادرم یه‌بار بهم گفت میرید و می‌چرخید و آخرشم می‌رسید به

مادرم یه‌بار بهم گفت میرید و می‌چرخید و آخرشم می‌رسید به حرفای ما، منم رفتم و چرخیدم و آخرش فهمیدم دنیا رسم و قانون جدیدی پیدا نمیکنه، هرچی که هست همینطور بوده، از همون اول، هرچقدرم که زور میزنی یه‌جور دیگه نگاهش کنی و بفهمیش، بازم آخر سر میرسی به همون جمله‌های کوتاه و ساده‌ای که از قدیم می‌گفتن، ولی خب آدمیزاده دیگه، حتما باید به چشم ببینه تا باور کنه، غریبه شدن رفیق‌رو، پیر شدن عزیز رو، تموم نشدن آرزو یا کفایت نکردن خوشی‌رو، مادر راست می‌گفت، فرقی نداره با کدوم واژه بخونی یا از کدوم راه تجربه کنی، در آخر کار میبینی زندگی همون جمله‌های کوتاه و ساده‌ای بود که یه روزی دلت نمی‌خواست باور کنی

"سبیدو"

‎‌‌‌‌‎‌‌
دیدگاه ها (۱)

dark life = 28

از همسر خود بپرسیدکِی کنار من، بیشتر از همیشه حس می‌کنی خودِ...

یه رفیق دارم که تقریباً هر سال میره کربلا؛از اون با مراما و ...

تاحالا شنیدید می‌گن:«هر کاری، ابزار خودش رو می‌خواد.»واقعاً ...

𓆩♡𓆪 ریکشن BTS وقتی می‌خوان بهمون اعتراف کنن…ولی قبل از اینکه...

متن آهنگ علی سورنا صاعقهتو ذهنم لحظه لحظه صائقه استیه دنیای ...

پارت: 14 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*با تردید، دستم رو دراز کرد...

چطور جوری درس بخونین که حواسمون پرت نشه ؟🙄⏝︶ׅ︶‌⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶‌⏝لازم...

# 🥀 اپیلوگ: «تپشی که دوباره معنا گرفت»بهار بعدی.کلینیک دکترت...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.8 (روایت از زبان ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط