{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ با سلام به پدر و مادر عزیزم و برادرانم

‍ با سلام به پدر و مادر عزیزم و برادرانم
و هر کس که میداند مسئولیــت شیعـه
بودن یعنی چه؟
باید بدانــد که در نبرد همیشه تاریـخ و
همه زمـــــان و همه جای زمیــــــن،
همه صحنه ها کربلا و همه ماهها محرم
و همــــه روزها عاشـــــــورا است.
باید انتخاب کند. یا خــون را یا پیـام را؛
یا حسیـــن بودن را یا زینـــب بودن را؛
آن چنان مُردن را یا چنین زنده ماندن را؛
آنان که رفتنـــد کار حسینــی کردند و
آنان که ماندنـــد، باید کار زینبــی کنند
وگرنه یزیدی اند.
پدر مادر عزیزم! نتوانستم کار زینبی را
به خوبی انجام بدهم و بار این مسئولیت
بزرگ را بر دوش بگیرم و تصمیم گرفتم
تا کار حسیــن یعنی خــون را، بر عهده
بگیرم که شاید بتوانــم اثرات خوبــــی
در میان کسانی که مــرا می شناسند،
بــگذارم.

فرازی از وصیت شهید #اسدالله_شیدا
روستای #میرملکی /شهرستان مهــر

سنگر شهدای والامقام شهرستان لامرد
@shohaday_lamerd
دیدگاه ها (۱)

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:³....

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

خب بریم برای پایان این سناریو الهه هام ✨ پدرش : راستش از این...

True Love②ا/تچشمام رو باز کردم دیدم دور تا دورم سفیده ترسیده...

خسف | قصه بیست و پنجم: امام سجاد (ع) (بخش پایانی)

آوای شب پارت ۱۸ویو نویسنده بعد از اینکه دامیان رفت آنیا سریع...

در نیمه های شب پارت سیزدهم (فلش بک به زندگی زاندر)

professor Riddle,p45

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط