قرارداد خونین

part 1
قبلش هم بگم این مثل بقیه فیکا نیست که عاشق بشن و از این حرفا ( یه سریاتون اومدین به من گفتین که نکنه اینم مثل اوناس و از این حرفا ) ولی نه متفاوته عاشقانه اش نمیکنم خودم بدم میاد
_________________________________________
میلا
ساعت دوازده شب بود
ماه تو اسمون میدرخشید هیچی نمیتونست این شب زیبا رو خراب کن......عالیه زنگ در خورد
پدرم روی مبل نشسته بود و تلویزیون میدید
مامانم تو اشپزخونه مشغول درست کردن خوراکی بود
داداشم تو اتاقش در حال انجام تکالیفش بود
در رو باز کردم که با دو مرد هیکلی سیاه پوش رو به رو شدم
تایلر : پدرت هست؟
میلا : ب..ب‌..بله.....پدر با شما کار دارن
بابام اومد و ایستاد پیشم
پدر میلا : بفرمایید
تایلر : یه جوری میگی بفرمایید انگار ما رو نمیشناسی یا نمیدونی چه گوهی خوردی....داداش تو بد دردسری افتادی خبر داری؟ یا نمیدونی تو کره چه خبره؟ پول ارباب رو رد کن بیاد
اصلا نمیفهمیدم چه اتفاقی داره میوفته فقط ترسیده بودم
پدر میلا : ولی من پول کافی رو جمع نکردم.....
جکسون : اون دیگه مشکل خودته نه ارباب
پدر میلا : خب اربابت پولداره...نمیشه بیشتر صبر کنه
جکسون : چقد پر رویی...پولدار بودنش دلیل بر این نیست که قید ۱۰۰ میلیارد دلارش رو بزنه....
با شنیدن مبلغ چشمام چهار تا شد من تا به حال حتی به همچین مبلغی فکر هم نکرده بودم
چون ما وضعیت مالی خوبی نداشتیم و خونه اجاره ایمون هم شبیه زیر زمین بود بیشتر تا خونه
تایلر : پس پسرتو بفروش
جانننننن؟؟؟؟ داداششششش نه نه نهههه نمیتونم اجازه بدممم
پدر میلا : ولی...
میلا : ازتون خواهش میکنم....من برای اربابتون کار میکنم و به جای حقوق از بدهی کسر کنید....
جکسون : از شجاعتت خوشم اومد ولی میدونی چقد باید کار کنی؟
تایلر : اصلا چطور میتونی بهمون اعتماد کنی باهامون بیای؟ نمیترسی بلایی سرت بیاد؟
میلا : حتی اگه کل زندگیم مجبور باشم کار کنم مشکلی ندارم.....برام مهم نیست چه بلایی سرم بیاد داداشمو نبرید
اون دو تا مرد به همدیگه نگاه کردن
تایلر : باید زنگ بزنم ارباب
زنگ زد به اربابش و در همین حین پدرم سعی کرد منصرفم کنه ولی نه برادرم خیلی کوچیکه
تایلر:........


شرط برای اپلود پارت بعد🍃💕
۱۰ تا کامنت
۲۰ تا لایک

لایک و کامنت فراموش نشه لاولی 💕💖
#درخواستی
#فیک
#قرارداد_خونین
دیدگاه ها (۲)

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:۲^ ...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

پارت هفتم《بخش دوم از زندگی جونگ کوک》《Custom kiss》           ...

روباه کوچولوی من پارت سه 😕꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق@ویو چ...

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$تهیونگ : خیلی پرو شده باید ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.36 (روایت از زبان جون...

پارت: 30 (بخش2) **زاویه دید: زین**میسون حتی یه میلی‌متر هم ن...

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

عشقی حقیقی

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 11#لینو #فیکشنلونا هنوز منتظر جواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط