{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

p1

ِسِقیان:اههههههههه از زندگی متنفرمممممممممم
س:
بزارین خودم‌رو معرفی کنم سقیانم از خاندان هاری مامانم خیلی اذیتم میکنه میگه ملکه اینده تویی به خاطر همین سخت میگیرن و نمیزارن جایی برم
کاش منم یه پرنسس نبودم و ازاد بودم حتی...نتونستم‌به اون ابشار یاران برم...خیلی میخوام ببینمش
س:
داشتم از پنجره به بیرون نگاه میکردم که صدای در اومد
س:بفرمایید لطفا
خدمتکار:پرنسس ..ملکه گفتن برین پیشش
س:باشه ممنون ازت میتونی بری عزیزم
خدمتکار:تعظیم کردن_
س:
بلند شدم و رفتم پیشش
س:مادر...ماتونم بیام تو؟
ملکه:ببا تو سِقیان
س:چیزی میخواستی؟
ملکه:میخوام با وزیر دارب ازدواج کنی
س:م م مامان د داری چیمیگی
م:میدونی وزیر دارب چطوری انسانیه
س:میدونم...خیلی عالیه ولی من دوسش ندارم
م:با گفته تو نیس
س:تو به بابا با زور رفتیییییی
م:ارههههه
س:الان خیلی رازی هستیییی
م:...ا اره
س:منو خنگول نکن مامان من ۱۷ سالمه
م:....تو باید بری
س:اوفففف
دیدگاه ها (۱)

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

Iove and the moonPart17با کلی خجالت پابه فرار گذاشتم وای ای...

آوای شب پارت ۱۱ویو انیا رو پاهاش نشسته بودم ، 🍅🍅🍅 خیلی خجالت...

The unwanted Roommate__________________________ویو پارک یوری...

sinister mansion:پارت اول.

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 6جانگکوک زیر لب غرید...

ابلیس

( زندگی جدید ) پارت ۵ از زبان جینا تو ماشین تهیونگ ماجرا رو ...

عشق مجدد پارت15

fake kookpart*⁷👨🏻‍🍳: ا.ت بیا اینجا سریعا.ت: بله 👨🏻‍🍳: قهوه ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط