{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*⁷

👨🏻‍🍳: ا.ت بیا اینجا سریع
ا.ت: بله
👨🏻‍🍳: قهوه اقای جئون تو ریختی
ا.ت: من نه
کوک: الان داری دروغ میدی جلوی روی خودم ریختی
ا.ت: من ریختم😡
کوک: چیشده عصبانی شدی ها
👨🏻‍🍳:ا.ت نمیخواد حرف بزنی فقط سریعتر بیا تمیزش کن
ا.ت: چشم
رفتم تمیزش کردم
ا.ت: خوب شد😤
👨🏻‍🍳:اره برو سرکارت
ا.ت: ببخشید میشه من برم خونه اخه یکم پام درد میکنه
👨🏻‍🍳: زود نیست میخوای بری
ا.ت: ببخشید ولی نمیتونم ادامه بدم
👨🏻‍🍳: باشه میتونی بری
ا.ت: خیلی ممنونم
لباسامو عوض کردم و رفتم خونه ولی اینقدر عصبانی بودم از دستش که دلم میخواست برم همین الان خفش کنم
م: برگشتی
ا.ت: پام درد اومد
م: ا.ت بخاطر اینکه خیلی ورزش میکنی خودت یکم فک کن همه چیز شده ورزش
ا.ت: ولی مامان من علاقه دارم
م: عزیزم میدونم ولی دیگه به اندازه باید ورزش کنی تو میدونی در روز چند بار انجام میدی صبح و شب میفهمی ا.ت خوب نیست اینقدر تمرین کنی
ا.ت: مامان من خوبم میخوام برم استراحت کنم دیشب خوابم نبرد نتونستم درست بخوابم
م: یعنی میشه چیزی نخوری
ا.ت: گرسنم نیست بعد اینکه بلند شدم یه چیزی میخورم
م: باشه هرجور خودت میدونی
اول رفتم ارایشمو پاک کردم لباسمو عوض کردم و خوابیدم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۶)

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

(دلداده) (یک ساعت بعد )یک ساعت فقط داشتم با خودم ور میرفتم ک...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

تکپارتی جونگ کوک

دختر تنها______________________________________ویو ا/تخیلی خ...

پارت ۴ (سرنوشت)

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط