دانش آموز جدید پارت ۲

8
میدونستم منظورش چیه. سریع شیرموزمو گذاشتم سر جام و پا گذاشتم به فرار. کل حیاط
رو دور زدیم ولی خب اون به من نمیرسید. هیچ وقت نمیرسید.
کال من توی همه ی ضمینه ها ازشون خیلی سر ترم. چه درسی چه فیزیکی. از آشپزی و
ورزش و اینجور کارا گرفته تا درس و مدرسه. من کالس اول ننشستم. ی راست رفتم سوم
و توی دبیرستان هم سال اول ننشستم و یک راست اومدم سال آخر
توی ورزش هم...منو دخترا با هم میریم کالس تکواندو...تقریبا از وقتی با هم آشنا شدیم.
منتهی فرقمون ایجاست که اونا تازگی ها کمربند مشکی گرفتن و من اال دان پنجمم...البته
توی این مورد بابام هم تاثیر داشت. نه اینکه پارتی داشته باشما...نه...اون از سه سالگی کمکم
میکرد و تکواندو بهم یاد میداد چون خودش وقتی 30 یالش بود دان آخر رو هم
گرفت...خوانوادگی توی هنر های رزمی استعداد داریم
حتی من توی پروژه های علمی مدرسه مقام آوردم. پارسال سال آخر راهنمایی توی پروژه
علمی شرکت کردیم و اونا از طرف دبیرای مدرسه انتخاب نشدن. ولی پروژه من بین تمامی
مدارس متوسطه ی اول مقام برتر رو آورد و اول شدم
ولی این مسئله ها چه اهمیتی دارن وقتی میتونیم با هم دیگه خوشحال باشیم؟

ی لحظه وایسادم ببینم هانا به گجا رسیده. اونم وایساد و دستشو گذاشت رو زانوهاش. نفس
نفس میزد و معلومه حسابی خسته شده
هانا: مگه ... اینکه ...گیرت ... نیارم ... یونگ
و دوباره افتاد دنبالم. شروع کردم بدوام که محکم خوردم به ی چیزی. در واقع یک نفر.
انقدر محکم خورده بودم که از پشت افتادم روی زمین.
یک لحظه کل حیاط توی سکوت غرق شد و هانا همون جا سر جاش موند و با تعجب به
منظره رو به روش نگاه کرد. منم که دیدم کسی کمکم نمیکنه و همه به اینجا زل زدن،
بیخیال شدم و خودم از جام بلند شدم و سرمو آوردم باال ببینم به کی خوردم که هیچ کس
صداش در نمیاد.
واقعا این پسر تازه وارد چیش ترسناکه که تقریباً هیچ کس نزدیکش نمیشه؟ به یونگی
خورده بودم. تعظیم کوتاهی کردم و گفتم
_ ببخشید ... باید بیشتر حواسمو جمع میکردم
همون طور با ی قیافه سرد نگام میکرد. دوباره تعظیم کوتاهی کردم و خواستم برم که گفت
= دردم گرفت ... چجوری جبرانش میکنی؟
دیدگاه ها (۴۲)

Part "67"☆ویو تهیونگ☆بعد از جلسه با جونگ‌کوک، تمام مسیر برگش...

رمان: #رقص_در_میان_اتش پارت هفتم: پاتکِ دخترانه و شکستِ حریف...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

#قرارداد_دوستانه s2p17هانا : چقدر گذشته بود ؟؟ پنچ دقیقه ؟؟ ...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

پارت 3

فیک قلدر مدرسه(part 13)ویو یوریبا صدای آلارمه گوشیم بیدار شد...

From hate to lovePart::1علامت ارتمیس _علامت جونگ کوک +«ویو ا...

𝑾𝒊𝒍𝒅 𝑳𝒊𝒍𝒚୨ৎلیــلــیوم وحــشی⁶_شاید اگه زودتر برمی‌گشتی، حالا...

رفتار سرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط