پارت بیستم
پارت بیستم
تو عالم خواب بودم که حس کردم یکی داره صدام میزنه
_نفس..
_ها..
_پاشو کارت دارم..
_تو دیگه کی هستی..🤔
_پاشو میفهمی..😑
_برو گمشو خوابم میاد..😪
_گفتم پاشووو..😑
_اوف برو تا نزدمتاااا..😭
_نفسسسسسسسس....😡
_هااا...🤐
از رو تخت افتادم پایین زود بلند شدم سر جام نشستم..
اینکه آرمانه خاک تو سرم معلوم نبود تو خواب با کی
اشتباش گرفتم...😂 😂
_تا نیم ساعت دیگه تو اتاقمی...😒
از فکر اومدم بیرون...
_باشه..
این چرا وایساده منو نگاه میکنه نمیره بیرون..🤔
رد نگاهشو گرفتم بعله آقا هیز هستن زل زده ب یقه
لباسم...😓
_آرمان..😑
_هااا...
_هیچی میشه بری بیرون...😓
_هاا باشه...
بچم خل شد رفت...😂
از اتاق رفت بیرون درم پشت سرش بست اوف حالا
این چیکارم داره امروز خودم به اندازه کافی اعصابم
خورده این دیگه چه زری میخواد بزنه..😕
تو عالم خواب بودم که حس کردم یکی داره صدام میزنه
_نفس..
_ها..
_پاشو کارت دارم..
_تو دیگه کی هستی..🤔
_پاشو میفهمی..😑
_برو گمشو خوابم میاد..😪
_گفتم پاشووو..😑
_اوف برو تا نزدمتاااا..😭
_نفسسسسسسسس....😡
_هااا...🤐
از رو تخت افتادم پایین زود بلند شدم سر جام نشستم..
اینکه آرمانه خاک تو سرم معلوم نبود تو خواب با کی
اشتباش گرفتم...😂 😂
_تا نیم ساعت دیگه تو اتاقمی...😒
از فکر اومدم بیرون...
_باشه..
این چرا وایساده منو نگاه میکنه نمیره بیرون..🤔
رد نگاهشو گرفتم بعله آقا هیز هستن زل زده ب یقه
لباسم...😓
_آرمان..😑
_هااا...
_هیچی میشه بری بیرون...😓
_هاا باشه...
بچم خل شد رفت...😂
از اتاق رفت بیرون درم پشت سرش بست اوف حالا
این چیکارم داره امروز خودم به اندازه کافی اعصابم
خورده این دیگه چه زری میخواد بزنه..😕
- ۱۳.۹k
- ۲۲ آذر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط