{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🌿 بخش دوازدهم — صدای عدالت در سکوت چاه

🌿 بخش دوازدهم — صدای عدالت در سکوت چاه

شب‌ها، وقتی شهر در خواب بود، علی(ع) آرام از خانه بیرون می‌رفت و به کنار چاه می‌رسید. چاه را می‌گشود و با آن نجوا می‌کرد؛ چون دیگر گوشی نبود که صدای عدالت را بشنود. او با چاه سخن می‌گفت، نه از ضعف، بلکه از بزرگیِ دل. می‌گریست، نه برای خود، بلکه برای مردم، برای گرسنه‌ای که نان ندارد، و برای مسئولی که نان دارد اما وجدان ندارد. در نامه‌ای به مالک اشتر نوشت: «مبادا درِ خانه‌ات را بر مردم ببندی، که اگر چنین کنی، ضعیفان از عدالت تو نومید می‌شوند.» امشب، اگر علی زنده بود، باز کنار چاه می‌رفت، اما چاه دیگری برمی‌گزید — چاهِ دل‌های دردمند مردم. شاید با ما می‌گفت: عدالت را در دل خود زنده نگه دارید، حتی اگر در بیرون خاموش شده باشد.

✨
— ✍️ به قلم: دکتر بهرام محمدی
📘 صفحه و کانال: دفع جهل
@Dispellingignorance
#دفع_جهل #حضرت_علی #عدالت #ایمان #آگاهی #مسئولیت #مردم #ایران #روشنایی #وجدان #انسانیت
دیدگاه ها (۰)

قصه شانزدهم: راهبرد امام حسین (ع) (قسمت دوم)

گاهی در تاریخ، انسان‌هایی می‌آیند که زندگی‌شان تنها متعلق به...

وارث سایه ها

🖤 قفس سیاهپارت چهاردهم | عمولانا به خواهرش خیره شد.— چی گفتی...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

در خلوت دل، ندای تو می‌شنوماز خویش رها، صدای تو می‌شنومجمعه‌...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 46ویولت چند قدم جلو رفت.— جوابم رو ب...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط