{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست نانزده🍷🔪



رگ گردنش باد کرده بود
می‌دیدم داره به زور خودش و کنترل می‌کنه

تا باز وحشی نشه و به سمتم حمله نکنه
ولی من نمیتونستم خودم کنترل کنم

نمیتونستم تیکه نندازم

میزدمنو؟

چیز مهمی نبود که...این همه زده بود اینم روش ..
مهم نبود اصلا

لب زدم
+میخوای منو بزنی بیا ومن آماده ام

پوفی کشید
کلافه به موهاش چنگ زد و غرید

+روی تخت بخواب آنقدر حرف نزن

پرو زل زدم به چشماش

گفتم
_به من دستور نده کارایی که تو میگی رو من انجام نمیدم
دندوناش و رو هم فشار داد

نمیدونست چی بگه
نفسهای عمیق میکشید تا خودشو کنترل کنه

مثل گاو شده بود
که با دیدن پرده قرمز حمله میکرد
با تشبیه این به گاو خندم گرفت خودمو

صداش اومد
+می‌خوام برات کرم بزنم فقط
دیدگاه ها (۲)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست شصت نه🍷🔪+اینجوری جلوش بودی؟! بغ کرده...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست چهل سه🍷🔪تای ابروشو برد بالا +خیلی خب...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست بیست پنج🍷🔪داشتم خودم و به زور کنترل ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست سیزده🍷🔪نفس های پر حرصش اومد+داری زیا...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست بیست یک🍷🔪اومد سمتم دستشو گذاشت روی ...

دلبر کوچولو#PART_5بی‌توجه به اینکه تو این جنگل درندشت فقط من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط