{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست شصت نه🍷🔪



+اینجوری جلوش بودی؟!

بغ کرده لب زدم
_تو‌میدونستی اینجام قفل نکردی درشو ..

موهاش و چنگ زد
+لعنتی ..لعنت به من..

دندوناشو رو هم فشار داد و بهم سابید

غرید
_از اینجا میریم بیرون مستقیم میری اتاقت

سری تکون دادم

نگران گفتم
+دعوا نکنی باهاش؟

با اخمای درهم بهم توپید و گفت
_کاریدکه گفتم و بکن بقیه اش به تو مربوط نمیشه

میخواستم بگم من خدمتکارا نیستم اینطوری باهام حرف بزنی

من زنتم!
زنت...
ولی به زور خودمو کنترل کردم...
میدونستم اگه اینو‌ بگم اعصابش بیشتر از این که هست به هم میریزه،

برای همین هیچی نگفتم
دنبالش مثل جوجه اردک راه افتادم

دستم بند دستش بود
میکشید محکم

+کوروش
دیدگاه ها (۵)

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست هفتاد🍷🔪_کوروش و زهرمار اخم کردم+دستم...

بپرسید سیسیااا🥺🫀💕

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست شصت هشت🍷🔪کوروش دندوناش و به هم سابید...

بازی_در_خون🍷🔪پارت دویست شصت هفت🍷🔪شیخ خندید از ترس میلرزیدم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط