بازی_در_خون🍷🔪

بازی_در_خون🍷🔪
پارت دویست بیست یک🍷🔪



اومد سمتم
دستشو گذاشت روی شونه ام و آروم درازم کرد
دراز بکش

دراز کشیدم که آروم شروع کرد به کرم زدنم‌
می‌سوخت!
بدنم می‌سوخت و من فقط لبمو میتونستم‌ گاز بگیرم

بدنم می‌سوخت و من فقط میتونستم‌ اشک بریزم
از درد به خودم میپیچیدم

نزاشت تکون بخورم
به همه جاهایی که زخم شده بود کرم زد

آروم لباسامو پوشوند
هیچ حرفی نمی‌زد
منم حرفی برای گفتن نداشتم فقط سکوت کرده بودم

سرم و روی بالشت گذاشتم
اومد کنارم نشست
قهری

هیچی نگفتم ، یعنی نمیدونست قهرم یا آشتی

قهر؟
نه من قهر نبودم....

من ازش متنفر بودم ، نمیتونستم تحملش کنم
نفس عمیقی کشیدم

موهام و نوازش کرد
کار من اون چیزی که فکر می‌کنی نیست!

پوزخندی زدم
با چشمای خودم دخترارو دیدم
بعد می‌گفت کار من اون نیست ؟

دلم میخواست برو بابایی بگم ولی به زور خودمو کنترل میکردم

بچه ها پارت خفن دیگ درراه خوشگلام حمایت کنین این پارت تموم شه بعد میزارم پارتای جدید وخفن دیگرو🥺♥
دیدگاه ها (۰)

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "46""ویو پارک آنجلینا"خوبه...

بهار بدون تو

کپشن مهمههه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت یازدهم "نیکولای"تو اتاق عروسکم ر...

پارت ۴۰

برده عمارت جئون

ایدل من#پارت_3روی تخت نشسته بودم و با پتو خودم رو پوشوندم. چ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.6 (روایت از زبان ا...

# My _man # مرد _ من # رمان _ مافیایی # رمان _ رمانتیک # فیک _ BTS # ویسگون

پارت ۱۵مدتی گذشت...یونگی اون مرد ها رو زد لباس یونگی خونی شد...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁸عصر..خیلی زودتر از چیزی که فکر می‌کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط