{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اهوی من

اهوی من
پارت ۲۷

اراد:ارکان دورور اهو نباش نمخوام عهد ک چند سال بین ما بوده خراب بشه
ارکان:اراد اهو مال من بود دلم براش تنگ شده لعنتی تو چقدر نامردی
اراد:فعلا ک اون ترو یادش نمیاد الانم ک زن منه پس فراموشش کن
و اراد همنجور ک داشت به طرف خونه میرفت با حرفی ک ارکان زد اراد سرجاش میخکوب شد
ارکان:اراد داغ اهو رو به دلت میزارم اگه بچه بیارین یک کاری میکنم برای دیدن اهو بچت التماسمو بکنی
بعدشم ارکان راهشو کشید رفت

(اراد)
ترسیدم با حرفی ک ارکان زد اگه اهو رو ازم دور کنه چی چیکار کنم من اگه بچه بیاریم بچمو گم گور کنه چی
با حال بدم رفتم تو خونه سر میز نشسته ام
اراد:فردا جای با ارکان نمیری
اهو:چیشده چرا رنگت پریده کاریت کرد ارکان
اراد:نه غذاتو بخور

اهو غذاشو خورد رفت تو اتاق غزل هم اونو خواب کرد اخه امشب ماه کامل میشد وقتی ماه کامل میشد ارکان تبدیل به گرگ میشد غزل هم تبدیل به شیطان زن بقیه هم مثل اراس اران ارتام ارسام هم به چیزی ک بودن تبدیل میشدن
اراس:فرشته مرگ
اران:فرشته آسمان
ارتام:فرشته زمین
ارسام:فرشته انسان ها
پارسا:شیطان بزرگ
چون اینا به شکل هایی واقعی شون درمیومدن معلوم بود ک اهو سکته میکنه امشب هم همه باید مواظب اهو وامیستادن اخه به غیر از اینا ادم هایی زیادی دنبال اهو بودن

(حالا چی میشه یکی در یک جهان دیگر در دنیایی دیگ از راه دور داره به دیدن اهو میاد............
دیدگاه ها (۳)

ادامه سناریو اگه براشون روز مرد کادو بخریم : ران : ات : رااا...

دوپارتی از آی ان: (وقتی بقیه درمورد....) p1(امیدوارم بتونیم ...

اهوی من پارت ۱۰۳ اهو محکم ارکان بغل میکنه شروع به گریه کردن ...

اهوی من پارت ۱۲۱ اهو: اراد اروم باش شایان: اتفاقی بود اراد ا...

اهوی من پارت ۱۱۴ (اهو) بچم به دنیا امده بود خیلی خوشحال بودم...

اهوی من پارت ۳۶ یک خونه جنگلی خوشگل ک فقط تو خواب هام دیده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط