سلام

یه سوال عادیه میری خونه دوستت آخر شب یه اتفاق عجیب ..... نه بزارید توضیح بدم
دیشب دوستم منو دعوت کرد خونشون رفتم کسی نبود
تقریباً نیمه شب بود من رسیدم اونجا در باز بود رفتم تو
بعد دیدم یه پسر بچه رو مبل نشسته رفتم بهش گفتم سلام آجیت کجاست
گفت نمیدونم
زنگ زدم بهش گفتم اومدم خونه شما الان دارم با برادر کوچولوت بازی میکنم
دوستم گفت من برادر ندارم وایسا الان میام
برگشتم دیدم بچه دیگه نیست
ریدم به خودم
هنوز ترسیدم😣😣😨😨
دیدگاه ها (۲)

سلااااااااااام 💗بچه ها قبلا من یه حرفی زدم و پای حرفم هم هست...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

رمان

وقتی درسش بد بودو ..

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط