-فاطی؟

-فاطی؟
+جونم؟
-خوبے ؟
+آره چرا میپرسے ؟!؟
-آخہ اصڹ خوب بہ نظر نمیاے
+نہ مڹ خوبم
-خوب ڪہ نیستے میدونم اما چرا درداتو بہ ڪسے نمیگے ؟؟؟
+ڪسے نمیپرسہ بہ ڪے بگم از چے بگم !!! میدونے خیلے پرم خیلے از لبریز شدنم میترسم اما...
-چرا بہ من نمیگے مگہ ما دوست نیستیم ؟!؟
+دوست !!! آره هستیم
-خب بگو
+میگم شده تا حالا وسط خنده گریت بگیره ؟؟؟
-نہ خب وقتے شادم چرا گریہ ؟!؟
+تا حالا شده بی هدف راه بری، تا حالا شده هندزفریت از خیس شدن بسوزه یا وقتے بہ ے جا زل زدے از رفتار اطرافیانت بفهمے دارے گریہ میڪنے ؟!؟
-نہ راستشو بخواے تا حالا نشده ...
+دیدے پس خیلے مونده بہ من برسے
-سڪووووووووت
+چرا ساڪتے ؟!؟
-نمیدونم چے بگم
+لازم نیست چیزے بگے فقط دیگہ ازم نخواه دردامو بهت بگم چون هیشڪے جز خداے بالا سرم درد منو نمیفهمه ...
دیدگاه ها (۳)

پارت ۴

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

پآرت¹⁴... نوا: یونگی باز نمیشه!یونگی به زور سعی میکرد درو با...

پارت پنج

خواهر ته رو لورا مینویسم لورا: خوبییییییون: تو اینجا چیکار م...

the first lie

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

من زندم 👋🏻

My dady پارت②سانا: چراااا؟؟ تهیونگ: براچی میپرسی؟ سانا: اوپا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط