{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت بیستم عشق سرد: "بیدار شدن"

پارت بیستم عشق سرد: "بیدار شدن"

ساعت دو و ربع نصف‌شب بود.
بارون هنوز آروم، یکنواخت، به پنجره می‌خورد.

سانمی با یه حس سنگین توی قفسه‌ی سینه‌ش از خواب پرید. نفسش تند بود.
چشم‌هاشو باز کرد و سقف تاریک اتاقو دید.
دستشو گذاشت رو پیشونیش…
خیس عرق.
خواب دیده بود… اما یادش نمی‌اومد چی.

بلند شد. اتاق ساکت بود.
با پاهای برهنه رفت سمت پنجره.
پرده رو کنار زد… مه رو شیشه نشسته بود.

با خودش زمزمه کرد:

— «چرا هنوز نمی‌تونم راحت بخوابم؟»

یه لحظه برگشت سمت در… و اون موقع بود که یه نور کمرنگ از زیر در دید.
اخماش رفت تو هم.

آروم درو باز کرد.
نور کم آباژور از سالن می‌تابید.
پا برهنه، بی‌صدا، رفت جلو… یه گوشه از سالن رو دید.

سه‌بوم، تکیه داده به دیوار کنار در، نشسته بود.
یه هودی پوشیده بود، اما معلوم بود نخوابیده.
چشم‌هاش باز، خیره به کف زمین.

سانمی چند ثانیه همون‌جا ایستاد… بدون صدا… فقط نگاش کرد.
هیچ‌وقت ندیده بود سه‌بوم اینطوری.
آروم، بی‌دفاع، غرق در فکر.

یه قدم برداشت، اما پاش خورد به میز.
سه‌بوم سر بلند کرد. چشمش افتاد به سانمی.

سکوت.

سانمی زمزمه کرد:

— «تو… هنوز بیداری؟»

سه‌بوم نگاهش کرد، صداش آروم بود ولی خش‌دار:

— «نمیتونم بخوابم.»

سانمی جلوتر اومد، تکیه داد به دیوار روبه‌روش. نگاهش افتاد به اون لیوان آبی که نصفه مونده بود.

— «چرا همین‌جا نشستی؟»

سه‌بوم جواب نداد. فقط گفت:

— «تو خواب دیدی، نه؟»

سانمی جا خورد.
چیزی نگفت.

سه‌بوم دوباره گفت:

— «هروقت خواب بد می‌بینی، بلند می‌شی، می‌ری سمت پنجره، بعد نفس می‌کشی. همون عادته.»

سانمی اخماش رفت تو هم. صداش آروم و لرزون:

— «تو… هنوزم عادتامو حفظی؟»

سه‌بوم سرشو پایین انداخت.
بعد خیلی آروم گفت:

— «یه سری چیزا… فراموش نمیشن. مخصوصاً وقتی هر شب تکرار میشن.»

سکوت بین‌شون پخش شد. فقط صدای بارون بود…
و دلی که هنوز نبض یه عشق نصفه‌کاره رو می‌زد.
دیدگاه ها (۵)

پارت بیست‌ویکم عشق سرد: "صدا ندارم، ولی می‌خوام بدونی..." سا...

بریم سراغ پارت بیست‌ و دو عشق سرد: "دلت بغل می‌خواد؟"سه‌بوم ...

بریم سراغ پارت نوزدهم: "ارامش خونه" ویلا ساکت بود. صدای بارو...

بریم سراغ پارت هفدهم عشق سرد: "می‌دونم باهات چیکار کنم"ماشین...

سناریووووو

𝟕𝟎𝟕

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

dark life = ۳۷

بهار بدون تو

بهار بدون تو

سناریو جدید

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط