roman

عشق زیبا 💜🖤♥️


Part 16



ارسلان*ماشین روشن کردم دیانا اومد رفتیم فرودگاه امام خمینی



دیانا*چمدون گذاشتم تو دستگاه گفتم ارسلان




ارسلان*جانم



دیانا*شماره صندلی چنده؟



ارسلان*21




دیانا*مال من 28




ارسلان*باشه اشکال نداره




دیانا*من فوبیا ارتفاع دارم




ارسلان*ترس ندارد که من که نمی‌رم از پیشت





دیانا*باشه رفتیم تو هواپیما شماره صندلی صدای زدن نشستم
دیدم که.......



ادامه دارد 💜🖤♥️

لایک کنید ♥️🖤💜
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی.. وقتی مجبوری با رئیست سفر کاری بری.. Part 1(ویو ا...

عشق میان ما پارت ۳

part 2بیخیال افکارم شدم و تصمیم گرفتم کمی استراحت کنم.. لپ ت...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

Part ³³ویو لیلی دستمو داخل دستش گذاشتم و از پله ها اومدیم پا...

یک سگ زیادی ولگرد

You are mine...¹[ویو نیلا]با عجله کفش هامو پوشیدم و از مامان...

پارت ۴که یهو دستم کشیده شد و کشیده شدم تو بغل یکی. سرمو بلند...

KIM V

[Part 1]#وقتی.تورا.باختندتهران | ساعت ۲:۴۷ بامدادنور آباژور ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط