پارت چهارم من عاشق دشمنم شدم :

پارت چهارم من عاشق دشمنم شدم :
- هی
۰ با من بودین آقا ؟
- اهوم
باید بریم لباس بخریم
هفته دیگه خیلی مهمه
می‌خوام نقشه بریزم
۰ میتونیم کمکی بکنیم ؟
- آره حتما
میتونی دهنت رو ببندی و بری بیرون
هی جیمز این لباس ها رو برام می‌خری و چند تا نقاب
ج: چشم آقا
( همه لباس میخرن و آماده میشن برا جشن هفته بعد ، و بالاخره روز جشن آماده میشه )
+واو چقدر خوشگل شدم امشب
تنها زن اونجا منم ، چقدر قویم
سوری : خانم اینم اسلحه تون
برگه ها توی کیفتون هستن
+ آفرین برو
(رفتن به جشن )
+ سلام
۸سلام بفرمایین طبقه بالا
+ باشه ممنون
-بله حتما ما برای پروژه میایم ایتالیا
# خانمِ پشت سرتون کین ؟
- ا.......
+ هیچکاره، سلام من ات هستم سردسته بزرگترین گروه مافیایی کره
# ات؟ وای سلام ببخشید نشناختم بخاطر بی ادبیم من رو ببخشید
+ اشکال نداره پیش میاد
# بفرمایین بشینین
منتظرتون بودیم
+ خب من درمورد این پروژه کمی بدبینی دارم
چجوری بهتون اعتماد کنم ؟
# خانم کسی جرئت نداره بهتون دروغ بگه
( همه می‌خندن )
+ ههههه( خودش هم می‌خنده)
( ات یا دست محکم میزنه رو میز )
+ شوخی نکردم جدی گفتم
# بله بله
اینا همشون امضای سردسته مافیای ایتالیاست
+ اهوم خب
من امضا میکنم
- منم امضا می‌کنم
# بفرمایین ، امشب باید به سمت ایتالیا پرواز کنین ، براتون هواپیما گرفتیم
+ ممنون ، من باید برم وسایلم رو بیارم
# تا یک ساعت دیگه فرودگاه باشین
+ چشم حتما
( میرن و هر دو وسایلشون رو میارن)
+ من نیستم حواست باشه مونا
اینجا ماله تو
)
م:چشم خانم
دیدگاه ها (۲)

پارت ۱ آت تو یه مدرسه اجاره ای میمونه و هزینه های مدرسه و خو...

مربی موتور سوار

وقتی یهو.... | p.2 (حدود ظهر بود که گوشیم زنگ خورد و وقتی به...

غریبه ای آشناپارت۳خانم چوی بگو اون دختره که تازه اومده بیاد ...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part ¹[ساعت ۱۱ صبح]سولا:لعنت بهش......

چند پارتی( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )........‌.........

خاطرات _عشق _ما ...

{عشق بی پایان}پارت:۱ویو ات:دوباره دارم کتاب موردعلاقم رو می ...

پارت 48,🌷 ویو آترفتم سمت داییم و گفتم:آت:ـ داییییی! 🥺💜دایی:ـ...

part 21

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط