{عشق بی پایان}

{عشق بی پایان}
پارت:۱



ویو ات:

دوباره دارم کتاب موردعلاقم رو می خونمممم
او ببخشید من ات هست  من می تونم با جرعت بگم عاشق این کتاب شدمممم
اسمش( شازه سوار بر اسب و خدمت کار ) هستتتت
داشتم می خوندم که قسمت موردعلاقم رسید
تا اومدم بخونم
بغل گوشم زمزمه ای شنیدم
<بگو می خوام وارد دنیات شم!>
بلند داد زدم می خوام وارد دنیات شم؟
با تعجب گفتم
که یهو بیهوش شدم.....
ویو ۵ ساعت بعد:

چشم های دخترک ارام ارام باز می شه

یکم که می گذره با چشم هاش
از نوک دستش تا پاهایش را نگاه می کند
لباس خدمت کار ها
و کفش های پاشنه بلند
دقیقن شبیه همون دخترک تو کتاب مورد علاقش!
زود از جاش بلند شد
چون لباسش کوتاه بود باعث شد تیکه ای  از بدنش معلوم شه

رفت سمت در و محکم مشت زد
و داد زد

+هی هی درو باز کنیدددد
_.....

____

پارت اولللل
خوبه؟
دارم اماده میشم برم کلاس ریاضی
پسسسس تا فردا بوس بایی
دیدگاه ها (۱۴)

{ خوانواده بی ارامش }

مربی موتور سوار

پآرت¹³خب داشتم‌میگفتم می سو...!می سو: هوم؟ببین...اره درسته م...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁶﴿ویو راوی﴾دو روز گذشت.دو روزی که ات و ...

{استاد جدید} پارت چهارم... ات بعد از کلاس مستقیم به خانه برگ...

چند‌پارتی‌ &تهیونگ&وقتی:``توی‌ مدرسه‌ باهم‌ رقابت‌دارید‌ولی....

.......//برده ی زیبا//........

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۱ نسیم خنک صبحگاهی به پنجره اتاق ...

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

{مافیایی برای من }پارت:۱۱+هی بیب بیا بریم بیرون_انیا چی؟+اون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط