گفتم که بیقرار تو باشم ولی نشد / تنها در انتظار تو باشم

گفتم که بیقرار تو باشم ولی نشد / تنها در انتظار تو باشم ولی نشد/ گفتم به دل که جلب رضایت کند... نکرد /گفتم که جان نثار تو باشم ولی نشد/ گفتم تا اجل نرسیده است لحظه ای/ در خیمه ات کنار تو باشم ولی نشد/ گفتم دعا کنم که بیایی ببینمت/ مانند مهزیار تو باشم ولی نشد/ گفتم شمیم ماه مبارک که میرسد/ در روضه ی بیقرار تو باشم ولی نشد/
التماس دعا.
دیدگاه ها (۵)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۲ | اول باید درسم...

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

contact 🍷#contract 𝑃𝑇11_ امروز تولدمه، و تو فراموش کردی قرمز...

دیو و دلبر پارت 1_مامان فقط امشبه ساعت ۱۰ میرم قول میدم ساعت...

چند پارتی

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

p¹⁶(پنج سال بعد...)زمان، مثلِ جریانِ خونسردِ خون تویِ رگ‌ها،...

part 56کیم ویصدای در اومد همینکه یونا وارد شد همه با اهنگ تو...

{محکوم به لمس } part ۲۲ 杂交种 ناگهان ترس لو رفتن در دل آرو کا...

پشتِ دیوارِ سردت«چطور می‌تونم باور کنم عاشقمی، وقتی خودت کسی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط