❤ ️خانه های قدیمی را دوست دارم چون...

❤ ️خانه های قدیمی را دوست دارم چون...
چایی همیشه دم بود
روی سماور
توی قوری
در خانه همیشه باز بود

مهمانی دلیل و برهان نمی‌خواست
غذاها ساده بود
و خانگی
بویش نیازی به هود نداشت
عطرش تا هفت خانه می‌رفت
کسی نان خشک نداشت
نان برکت سفره بود.

مهمانِ ناخوانده،
آب خورشت را زیاد می‌کرد
بوی شب‌بوها و خاک نم‌خورده حیاط غوغا می‌کرد
خبری از پرده های ضخیم و مجلسی نبود
نور خورشید سهمی از خانه های قدیم بود
دلخوری ها مشاوره نمی خواست
دوستی ها حساب و کتاب نداشت
سلام ها اینقدر معنا نداشت!

خانه‌های قدیمی را دوست دارم...

™
دیدگاه ها (۴)

خب بچه ☺️ببیند این پست برای همیشه تو این پیچ می مینونه و سنج...

گاهی وقتها هم که اعلامیه جدیدی از امام می‌رسید، با همان طلبه...

پارت۲

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت چهاردهم(از زبان راوی)سه ماه گذش...

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

و قلبم دوباره تپیدpart: 1. ...

چند پارتی

پارت معرفی

ادامه سناریو

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_6 فصل سوم | اتا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط