( استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 36 ⁠`⁠ლ⁠

( استاد جذاب من) )⁦ლ( پارت 36 ⁠`⁠ლ⁠

یه سوالی خیلی ذهنش را درگیر کرده بود چرا برادر آن دختر پیداش نبود یعنی زنده ست یا مرده با صدای ویبر گوشی اش افکارش کناره زده شد گوشی را از جیب اش در آورد با دیدن شماره دوستش صفحه گوشی را لمس کرد و گوشی را گذاشت رویه گوشش جیمین : سلام رفیق گمشده بلخره پیدات شد
پسره خوشتیپ و جذاب چتری های رو پیشونی اش را کنار زد و عینک های مشکی اش را روین چشم هایش برداشت و به شومینه جلو اش خیره شد خنده ای کرد و لب زد
.... : عی پارک جیمین ناسلامتی داری با دوستت که خیلی وقت میشه ندیدیش حرف میزنی کنایه زدن رو بزار کنار بجاش یه چیزی بهت میگم
جیمین : می‌شنوم گمشده
..... : من اومدم کره جنوبی شهر سئول جای که توش متولد شدم جای که همه خاطرات توش هستن جای که...
جیمین : باشه فهمیدم اومدی سئول دروغ که نمی‌گی
......: از دست تو من کی دورغ گفتم
جیمین : ازت یه چیزی یه کاری می‌خوام
..... : به گوشم
جیمین : میخواهم دنبال یکی برام بگردی
.....: باشه می سپارم به منشیم خوب بگو اسمش چیه چی کارست
جیمین : اسمشو نمی‌دونم کارشم نمی‌دونم فقط هشت ساله که نیست
..... : چی داری میگی پسر من چطوری همچین کسیو پیدا کنم حداقل اسم و فامیل شو بگو
جیمین : باشه یه جوری میفهمم بعدن بهت میگم
..... : بریم امشب با رفیقا کلاب.... حرفی نباشه کلاب منتظرم بقیه هم میان
جیمین : نمیشه تو رو از کاری که میخواهی بکنی منصرف کرد منتظر باش میام
..........
وارده کلاب شد با چشم هایش دنبال رفیق هاش میگشت تا اینکه در گوشه اش از کلاب دور یه میز نشسته بودن سمتشون قدم برداشت بلافاصله رویه صندلی نشست
جیمین : گمشده کجاست
یکی از رفیق هایش جواب داد ..... : همین الان تماس گرفت گفت یه کاری براش پیش اومده نمیتونه بیاد
جیمین : چه روانی یه این پسر
....: باشه بزارش برای بعد خوب شد که اومدی بیرون خودتو تو خونه حبس نکن خوش بگذرون صبرکن بران یه نوشیدنی سفارش میدم گارسون
دختری با جسم ریزه میزه و موهای قهوه ای مانند و چشم های درشت با شلوار سیاه و پیرهن باند سیاه و پیش بندی که رویه کمرش بسته بود سمتشون با عجله آمد بعد از ادایه احترام با لبخند لب زد
ات : چی‌ میل دارید
با صدای آشنای که به گوش جیمین خورد سریع نگاهش رو به کنارش دوخت درست میدید اون کانگ ات بود دختره وقتی استادش رو دید با چشم های پر از تعجب لب زد
ات : استاد پارک ..

اسلاید ۲ لباس ات
دیدگاه ها (۹)

عشق مافیا:)))!پارت سیزده : جونگکوک این صحنه رو دید و رگ گردش...

the lost leaves/رمان جیمین

𓆩 پارت ۶۴ 𓆪 🖤جیمین فوراً به عمارت برگشت و ات هم همراهش رفت.و...

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

Last leaves/رمان جیمین

دو پارتی از هیسونگ پارت اخریک ساعت بعد، ات به خانه برگشت.در ...

𝐌𝐲 𝐅𝐚𝐤𝐞 𝐁𝐨𝐲𝐟𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝 | دوست‌پسر قلابی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏از صبح مامانت مد...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

وقتی آیدل بودین و از هم جدا شده بودین...#دوپارتیپارت¹همچی عا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط