🌷 #هوالشهید

🌷 #هوالشهید

نحوه آشنایی با علی..
پایه یک بودم..
حوزه امام خمینی.
دیدم یکی اومده تو واحدمون خودش رو خیلی میگیره...
استیل بسیجی دهه شصتی هم داره،
شلوار شش جیب و لباس خاکی رنگ با چفیه.
پایه دو بود...
من که دیدمش تو دلم گفتم حداقل پایه 7 ایناس که اینقدر ابهت داره..
بعد از دو روز گذشت.
شب بود..
تو واحدمون هیئت گرفتن و تو حجره ی علی اینا بود.
من حال نداشتم و خوابیدم.

بعد دیدم یکی اومد داره داد بیداد میکنه آقا بدو روضه بدووووو.
ی دفعه اومد تو حجره ی ما و با چک و لقت منو بلند کرد گفت یالا روضه.چه معنا داره طلبه پایه یک بخوابه...
باید شب زنده دار باشی...خخخ
بعد کلی خندیدیم
واز اونجا بود آشنایی ما
تا اونجا که چهار ماه اینا هم حجره اش هم شدم.
ولی قدرش رو ندونستیم والاع...
اگه میدونستم شهید میشه کلی باهاش رفیق میشدم
.به نقل از: علی آقا موسی وند.

#شهید_علی_خلیلی #شوخی #شهید_غیرت #مدافع_ناموس #امر_به_معروف_و_نهی_از_منکر

#خاکیان_خدایی
دیدگاه ها (۱)

کپشن

《بر فراز ابرهای های سرنوشت》پارت ⁴《یک روز قبل از آزمون عملی.....

The unwanted roommate ___________________________ویو پارک یو...

امید به زندگیییی😹✨اکثریت یا آیندشون یا حالشون ی افسرده ی بدب...

انتقام یا عشق

پارت یک یون: قربان اون جنگلی که میگین اصلا امنیت داره نامجون...

مافیای من

Cruel Love پارت ۵ و رفتیم تو مامان و بابا نگران رو کاناپه نش...

Chapter 13"*frozen*+ کی قراره بهم اجازه بدین دوباره بیام پیش...

پارت بیست و پنجم《Custom kiss》 +هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط