{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در برکۀ من هیچ شبی ماه نبود

در برکۀ من هیچ شبی ماه نبود
از بخت بدم هیچکس آگاه نبود

حالا شده ام کافر و بی دین اما
این دل بخدا قبلِ تو گمراه نبود

گفتی بروم آه که شرمنده شدم
من خواستم اما بخدا راه نبود!

من باخته بودم به "اگر"ها نه به تو
می بُردم "اگر" رابطه کوتاه نبود

هرگز نکنم شکوه ولی آه خدا
این زندگی آن عالم دلخواه نبود!
دیدگاه ها (۱)

چیه

ولا

نو عروس شب مهتاب تو باشم چه شودماه من باشی و مرداب تو باشم چ...

ممنون بابت حضور ولایکاتون

Otagh baghli Part 46 «ویو سوهو » پشت مدرسه بودم و داشتم سیگ...

آخرین دعا 16

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②③_بخش دوم_"بهشون گفتم برن تا بت...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت ششم: بازگشتِ سایه و مهمانِ ناخوانده!...

بین دو دنیا p26

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❾زندگی برای اینکه یکباردوستت داشته باشم خیلی کوت...

سناریو بلولاک/قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط