آخرین زمزمه ی سایه ها پارت۱۶

.
.
.
.
.
.
.
(گیو)


از بیمارستان بیرون اومدم.

پرستار گفت سابیتو نیاز به استراحت داره و منم دنبال بحث کردن برای موندن پیش رفیقم نیستم چون اون واقعا رنگ پریده بود.



کمی جلوتر که میرم دستم رو دراز میکنم.


_تاکسی!؟


یه ماشین زرد با چارخونه های مشکی بین چرخ ها و شیشه هاش می ایسته.


راننده میگه:«کجا میخوای بری جیگر؟»


جیگر؟


_اداره ی پلیس کتسو.


چشمک میزنه و میگه:« بپر بالا میرسونمت»

اصلا ازش خوشم نمیاد.

فقط امیدوارم این یکی واقعا راننده تاکسی باشه...

به این فکر میکنم که هیرو چطوری اسلحه اش رو به کیم جونگ_ته رسونده.


کیم جونگ_ته؛ چهل و هشت ساله ، دورگه ی کره ای_ژاپنی که صاحب ۱۱ فرزند بود.
فقط دو تا از اونا از یه مادرن.

عجب مرد حوس بازی.

جسد تاناکا شیزومی ۶ آگوست توی پارکینگ یک شهر بازی پیدا شد.
طبق گزارش های دریافت شده از پزشک قانونی بعد از اینکه بهش تجا*وز شده ، بر اثر مسمومیت توسط زهر سوسن عنکبوتی مرده.

سومین مقتول از ده ها نفر.

جونگ_ته قاتل شیزومی بوده.

بعد از رها کردن جسد توی پارکینگ و ول کردن ماشینش فرار کرده و به عنوان راننده تاکسی برای ربودن من و سابیتو تلاش کرده.

اینکه یه آدم مثل اون چرا باید بخواد ما رو بدزده هنوز نامعلوم عه.

توی بازجویی چیزی از هدفش برای دزدین ما نگفته.
فعلا تو زندانه تا حکم اعدامش صادر بشه.

اسلحه ی دولتی ای که داشته متعلق به پلیس سابق اداره ی کِتسو، هیرو چیکیتا بوده.


هنوز معلوم نشده چطور باهم ارتباط بر قرار میکردن.

پرونده ی مقتول ، تاناکا شیزومی که به پرونده ی اصلی مربوط میشه حل شد.

سوالات باقی مونده نیازی به جواب برای صادر کردن حکم مجرم ندارن و این ناعادلانه است.



من به جواب اونا نیاز دارم.


تاکسی از مسیر درستی داره میره.

راننده بعد از ۵ دقیقه سکوتی که پشت سر گذاشتیم میگه:« خوشتیپی مثل تو اداره ی پلیس چی کار داره؟»

با بی میلی جواب میدم:«شاید میخواد دنبال آدم ربا بگرده؟»

راننده: پس تو پلیسی! برای همین انقدر خوش اندامی....

_فکر نمیکنم فقط پلیس ها اینجوری باشن. ممکن بود یه ورزشکار باشم.

راننده: حالا که نیستی عشقم!


خیلی راحت پسر خاله شد.
چرا اینجوری صدام میزنه؟

انقدر رمانتیک و چندش؟


ادامه دارد...

فکت های ته رمانی:😀🎀

1_ گیو از چیز های عاشقانه بدش میاد ، مخصوصا لقب ها.
2_گیو میتونه دقیق ترین برنامه رو بچینه و دقیقا به موقع تمومش کنه در حالی که واقعا از برنامه ریزی و کار کردن زیاد خوشش نمیاد.
۳_ سابیتو و ماکومو قبلا همسایه و بودن ، اون زمان خیلی کوچولو بودن کلی هنوز همدیگه رو یادشون عه.
۴_شینوبو واقعا از گیو خوشش نمیاد ولی بهش احترام میزاره.

(این فکت در آینده تغییر میکنه🗿☝️)
دیدگاه ها (۱۷)

رقص مرگ و عشقp¹³وقتی درِ سنگینِ ورودیِ خونه باز شد، انگار که...

🖤 OBSESSION | وسواسپارت هجدهم: جسدی که حرف می‌زدبارون بی‌وقف...

شاهکاری به نام دروغ

### پارت ۱۱: بازیِ شطرنج در میانه‌یِ بارانصدایِ آژیرها و فری...

🐹💜 پست جدید جین‌هیونگ در ویو..رس! 😭😂🐹: «بچه‌هااا، همگی خوب و...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐𝟑ویو جونگکوکصدای آلارم کل ساختمان رو بر...

مافیای من

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁶ویو میکا_____فردا شب _...

My lovely neighbor part : ۸۶

لطفا به ویدیو توجه نکنید و برید کپشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط