{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.

شب شد...
ماه را بوسیده ام،

خیال پریشانم را شانه زده ام
گلدان های شمعدانی را به نوازشی آرام خوابانده ام


منتظرت می مانم،
تــا چون هر شب با صدای
"شـبـت بخـیـر مـاه مــن "
رویای تو را به آغوش بگیرم..

شبتون ماه🌙 ✨
دیدگاه ها (۷)

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

پارت چهارم حالا دیگر خبری از ماریا‌ی ترسان نبود. کنارش ایستا...

[تکپارتی]......صدای نفس های ارام و منظم جونگکوک اتاق را پر ک...

تکاپو پارت 106:بدون کابوس🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍🪽🤍آسمان کم‌کم به رنگ آبی تی...

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟖یک هفته گذشت.الین کم‌کم به زند...

پارت دو

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وچهارم: شبی که ترکش کردم---آن شب.سایه...

p23

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟗نیمه‌شب، صدای زنگ خطر قصر بلن...

آن شب، عمارت جیمین برخلاف همیشه آرام بود.جلسه‌های روز تموم ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط