ادامه تک پارتی تهیونگ*درخواستی*(وقتی بهت خیانت می کنه و بعد متوجه میشه حامله ای..)
*ادامه..*
.
.
~یااا تهیونگ!تو اصلا میدونی چیکار کردی؟
اصلا چطور تونستی اینکارو با ا/ت بکنی؟!
_خودم میدونم کوک
حالا آنقدر به روم نیار من اشتباه کردم..
خودمم میدونم..
~حالا میخای چیکار کنی؟
_اگه میدونستم که به تو زنگ نمی زدم!
راستی یه برگه جلو در خونه پیدا کردم..
~برگه چی؟
_اون..اون
~بگو دیگه دق دادی منو
_عکس بچه بود انگار..عکس بچه برای تست بارداری
~چیی؟!یعنی..یعنی ا/ت؟
_اره فکر کنم(بغض)
~روش اسم ا/ت نوشته بود؟
_نه چیزی ننوشته ولی برای ا/ته مطمئنم
حتما وقتی داشت میرفت بیرون از کیفش افتاد..
*پایان ویو تهیونگ*
به شماره تهیونگ از یه شماره ناشناس پیام میاد..
اونو باز میکنه..
پیام:اگه میخای بَچَت که تو شکممه زنده بمونه بیا به این آدرس...
تهیونگ شکه زده میشه..!
یعنی چی؟یعنی چی؟ا/ت واقعا دارع دست به همچین کاری میزنع؟
اینا فکرایی بودن که اون لحظه به ذهنش اومد..
سریع کتشو و سوییچ ماشین رو برداشت و به سمت آدرس حرکت کرد..
(بعد چند مین..)
اینجا یه انبار خرابس..
میون یک بیابون!
تهیونگ آروم آروم قدم برمیداره و به سمت اون انبار بزرگ میره..
درش رو باز میکنه..
همه جا تاریکه..
که صدایی به گوشش میرسه..
(علامت فرد ناشناس: ٪)
٪سلام مستر کیم!
صداش براش آشنا میاد..
_تو..؟
٪چطور دختری که باهاش رابطه داشتی رو یادت رفته؟یعنی از بس مست بودی که نفهمیدی کی زیرته؟!(با عذرخواهی تمام!بچم واقعا اینجوری نیستا این فقط فیکه!🙏🏻🥺)
_لونا..؟!
٪بله!همین امروز منی که وقتی اعصابت خورد بود بهت حال میدادم رو از خونت بیرون انداختی!(استغفرالله..😶📿)
اونم بخاطر کی..؟بخاطر اون زنیکه ب*چ!
_خف*ه شو حرف دهنتو بفهم!حق نداری درباره زن من اینطوری حرف بزنی!
قضیه این برگه مزخرف چیه؟نکنع..
٪بله!من ازت حامله ام!
تهیونگ حالش بد شده بود..نمیدونست باید چیکار کنه..
واقعا پشیمون بود
کاش اون شب اونقدر مست نمیکرد که به عشقش خیانت کنه و کاش امروز هم گول این هر*زه رو نمیخورد..!
_تو زیر خیلیا خوابیدی!
حتما خیلی هم باردار شدی..
همون کاریو با این بچه که هنوز شکل نگرفته بکن که با اونام کردی!
بچه ای که مادرش هر*زس و پدرش به اشتباه باعث تشکیلش شده همون بهتر به دنیا میاد!
تهیونگ برگشت و از اون خرابه بیرون رفت..
لونا هم رو زانوهاش افتاد و به هق هق افتاده بود..
چرا که اون واقعا تهیونگ رو دوست داشت
ولی از راه اشتباهی نزدیکش شد..!
(چند روز بعد..)
*ویو تهیونگ*
رابطم رو با ا/ت تونستم بهتر کنم..
من براش ماجرا رو تعریف کردم و عذرخواهی کردم
و بهش قول دادم که دیگه از این غلطا نکنم!(نزن این حرفو قربونت بشمم🥺❤️)
امروز هم بذاره باهم بریم کافه و سوپرایزش کنم..
آخه تولدشه!
*پایان ویو تهیونگ*
*ویو ا/ت*
امروز تهیونگ بهم گفته که بریم کافه..
اون کل ماجرا رو برام تعریف کرد..
واقعا اشتباه کرده..
اما ما عاشق همین پس بهش این فرصت رو دادم و بخشیدمش
به دوش ۳۰مینی گرفتم و حالا دارم موهامو خشک میکنم..
برای لباسمو هم..اومم
آره این و این خوبن!(عکسشون اسلاید بعدیه)
و بعدش هم این عطر خوش رایحه ای که تهیونگ برای ولنتاین برام گرفته بود.
.
.
ادامه دارد..
قرار بود تک پارتی باشه،ولی شد چند پارتی!🤦🏻♀️😂
پارت بعدی دیگه پارت آخره قشنگا
شرایط رو کامل کنید تا پارت آخر گذاشته بشه:)💕
.
*استایل ا/ت برای کافه:اسلاید۲*
.
شرایط:
لایک:۲۵
کامنت:۱۵
خدایی میبینین چقدر شرایط رو کم میگم🥲حمایت کنین تا تک پارتی و سناریو های بیشتر و قشنگ تری بزارم براتون🫶🏻
.
.
«یه سر به پیجم بزن..!:)🫶🏻»
#فیک
#تک پارتی
#سناریو
#تهیونگ
#کوک
#بی تی اس
#آرمی
#ویسگون
.
.
~یااا تهیونگ!تو اصلا میدونی چیکار کردی؟
اصلا چطور تونستی اینکارو با ا/ت بکنی؟!
_خودم میدونم کوک
حالا آنقدر به روم نیار من اشتباه کردم..
خودمم میدونم..
~حالا میخای چیکار کنی؟
_اگه میدونستم که به تو زنگ نمی زدم!
راستی یه برگه جلو در خونه پیدا کردم..
~برگه چی؟
_اون..اون
~بگو دیگه دق دادی منو
_عکس بچه بود انگار..عکس بچه برای تست بارداری
~چیی؟!یعنی..یعنی ا/ت؟
_اره فکر کنم(بغض)
~روش اسم ا/ت نوشته بود؟
_نه چیزی ننوشته ولی برای ا/ته مطمئنم
حتما وقتی داشت میرفت بیرون از کیفش افتاد..
*پایان ویو تهیونگ*
به شماره تهیونگ از یه شماره ناشناس پیام میاد..
اونو باز میکنه..
پیام:اگه میخای بَچَت که تو شکممه زنده بمونه بیا به این آدرس...
تهیونگ شکه زده میشه..!
یعنی چی؟یعنی چی؟ا/ت واقعا دارع دست به همچین کاری میزنع؟
اینا فکرایی بودن که اون لحظه به ذهنش اومد..
سریع کتشو و سوییچ ماشین رو برداشت و به سمت آدرس حرکت کرد..
(بعد چند مین..)
اینجا یه انبار خرابس..
میون یک بیابون!
تهیونگ آروم آروم قدم برمیداره و به سمت اون انبار بزرگ میره..
درش رو باز میکنه..
همه جا تاریکه..
که صدایی به گوشش میرسه..
(علامت فرد ناشناس: ٪)
٪سلام مستر کیم!
صداش براش آشنا میاد..
_تو..؟
٪چطور دختری که باهاش رابطه داشتی رو یادت رفته؟یعنی از بس مست بودی که نفهمیدی کی زیرته؟!(با عذرخواهی تمام!بچم واقعا اینجوری نیستا این فقط فیکه!🙏🏻🥺)
_لونا..؟!
٪بله!همین امروز منی که وقتی اعصابت خورد بود بهت حال میدادم رو از خونت بیرون انداختی!(استغفرالله..😶📿)
اونم بخاطر کی..؟بخاطر اون زنیکه ب*چ!
_خف*ه شو حرف دهنتو بفهم!حق نداری درباره زن من اینطوری حرف بزنی!
قضیه این برگه مزخرف چیه؟نکنع..
٪بله!من ازت حامله ام!
تهیونگ حالش بد شده بود..نمیدونست باید چیکار کنه..
واقعا پشیمون بود
کاش اون شب اونقدر مست نمیکرد که به عشقش خیانت کنه و کاش امروز هم گول این هر*زه رو نمیخورد..!
_تو زیر خیلیا خوابیدی!
حتما خیلی هم باردار شدی..
همون کاریو با این بچه که هنوز شکل نگرفته بکن که با اونام کردی!
بچه ای که مادرش هر*زس و پدرش به اشتباه باعث تشکیلش شده همون بهتر به دنیا میاد!
تهیونگ برگشت و از اون خرابه بیرون رفت..
لونا هم رو زانوهاش افتاد و به هق هق افتاده بود..
چرا که اون واقعا تهیونگ رو دوست داشت
ولی از راه اشتباهی نزدیکش شد..!
(چند روز بعد..)
*ویو تهیونگ*
رابطم رو با ا/ت تونستم بهتر کنم..
من براش ماجرا رو تعریف کردم و عذرخواهی کردم
و بهش قول دادم که دیگه از این غلطا نکنم!(نزن این حرفو قربونت بشمم🥺❤️)
امروز هم بذاره باهم بریم کافه و سوپرایزش کنم..
آخه تولدشه!
*پایان ویو تهیونگ*
*ویو ا/ت*
امروز تهیونگ بهم گفته که بریم کافه..
اون کل ماجرا رو برام تعریف کرد..
واقعا اشتباه کرده..
اما ما عاشق همین پس بهش این فرصت رو دادم و بخشیدمش
به دوش ۳۰مینی گرفتم و حالا دارم موهامو خشک میکنم..
برای لباسمو هم..اومم
آره این و این خوبن!(عکسشون اسلاید بعدیه)
و بعدش هم این عطر خوش رایحه ای که تهیونگ برای ولنتاین برام گرفته بود.
.
.
ادامه دارد..
قرار بود تک پارتی باشه،ولی شد چند پارتی!🤦🏻♀️😂
پارت بعدی دیگه پارت آخره قشنگا
شرایط رو کامل کنید تا پارت آخر گذاشته بشه:)💕
.
*استایل ا/ت برای کافه:اسلاید۲*
.
شرایط:
لایک:۲۵
کامنت:۱۵
خدایی میبینین چقدر شرایط رو کم میگم🥲حمایت کنین تا تک پارتی و سناریو های بیشتر و قشنگ تری بزارم براتون🫶🏻
.
.
«یه سر به پیجم بزن..!:)🫶🏻»
#فیک
#تک پارتی
#سناریو
#تهیونگ
#کوک
#بی تی اس
#آرمی
#ویسگون
- ۹۴.۳k
- ۱۵ خرداد ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط