بلاتکلیفی و سردرگمــی

بلاتکلیفی و سردرگمــی
بخشِ عظیمی از رابطه هایمان شده است...
اینکه همیشه منتظر هستیم،
منتظرِ آدمِ رفته ی زندگیمان ،که برگردد
حالا به هر دلیلی بیاید و بگوید که خسته است
و تو تمامِ آغوشت را
به روی خستگی و نبودنش باز کنی
و چشم هایت را به روی زخم هایی که زده ببندی
چرا واقعا آدم ها اینقدر به ضربه خوردن علاقه دارند!؟
و یا اینکه عشق آدم را به جنون میرساند
که دیگر هیچ چیز نمی فهمند!؟
همه زخم خورده‌ی آدم های رفتهِ ی زندگیمان شده ایم؛
همه یک مدت از زندگیمان را در حالتِ کما گذرانده ایم...
این حالت ها بعد از جدایی میتواند عادی باشد،
اما من تعجب میکنم از اینکه تا به کِی!؟
تا به کجا!؟
به خودت می آیی و میبینی
دیگر چیزی از خودت باقی نمانده است
خودت را هم به دست فراموشی سپرده ای

دارم فکــــر میکنم
آدمی که بعدها وارد زندگیمان میشود
واقعا گناهی ندارد
اگر به فکرِ خودمان نیستیم
به فکـر آن آدم باشیـــم...!
دیدگاه ها (۷)

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

ادامه پارت ۷۰₹خوب تا اینجا که همه چی طبیعیه بریم سراغ زخم ها...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

🐰سلام به همه منم جی‌کی، الان سر فیلمبرداری کمپین Feel the Fi...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

رمان بهترین من،پارت۳☆ساعت 12:00دازای میره تو خونه ی چویا*چوی...

پارت۸(کاتسوکی با حرص از روی تخت بلند شد و چند بار طولِ اتاقش...

مافیای من

امروز تولد کسیه که شاید خودش هیچ‌وقت نفهمه چقدر حضورش توی زن...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p56جیمین از جاش بلند شد. قدم‌هاش آهسته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط