در جست و جوی انسانیت

ا/ت و نامجون دوران نامزدی شیرینی را سپری می‌کردند. ا/ت عاشق قلب مهربان و ذهن خلاق نامجون بود و نامجون، در عشق ا/ت، پناهگاهی امن یافته بود. با این حال، زندگی نامجون به عنوان رهبر گروه BTS، جنبه‌های تاریکی هم داشت. او به خاطر چهره‌اش و سبک رپش، همواره مورد انتقاد و نفرت‌پراکنی قرار می‌گرفت. هر روز، پیام‌های توهین‌آمیز و تحقیرکننده، روح او را زخمی می‌کردند.

نامجون سعی می‌کرد قوی باشد، برای ا/ت، برای اعضای گروه و برای طرفدارانش. اما حجم نفرت‌ها روز به روز بیشتر می‌شد و تحمل آن، برایش طاقت‌فرسا بود. او که همیشه سعی می‌کرد با موسیقی‌اش پیام امید و عشق را به دنیا برساند، حالا خود در گرداب ناامیدی غرق شده بود.

شبی، در حالی که ا/ت در خواب بود، نامجون نامه‌ای نوشت، نامه‌ای به ا/ت و نامه‌ای به تمام مردم جهان.

**متن نامه:**

" ا/ت عزیزم،

نمی‌دانم چگونه این کلمات را کنار هم بچینم. تو تنها نور زندگی من بودی. عشقت، مثل ستاره‌ای در شب‌های تاریک، راه را برایم روشن می‌کرد. تو به من ایمان داشتی، حتی وقتی خودم را باور نداشتم. از تو ممنونم، برای تمام لحظاتی که کنارم بودی، برای تمام لبخندهایی که به من هدیه کردی و برای تمام عشقی که نثارم کردی.

می‌دانم که این تصمیم، تو را ویران خواهد کرد. اما دیگر نمی‌توانم ادامه دهم. این دنیا، با تمام زیبایی‌هایش، برای من جایی ندارد. قلب‌های مردم، پر از نفرت و کینه است و من دیگر تحمل این همه سیاهی را ندارم.

از تو می‌خواهم که مرا ببخشی. ببخش که نتوانستم قوی‌تر باشم، ببخش که تو را تنها می‌گذارم. بدان که تا ابد در قلبم خواهی ماند و عشق تو، همیشه با من خواهد بود.

نامه ای به تمام مردم جهان،

من نامجون هستم، کسی که شما او را به خاطر چهره‌اش و رپش قضاوت کردید. شاید حق با شما بود، شاید من به اندازه کافی خوب نبودم. اما آیا می‌دانید که کلمات شما، چه زخمی بر روح من می‌زد؟ آیا می‌دانید که چقدر دردناک است وقتی کسی به خاطر چیزی که هست، مورد نفرت قرار می‌گیرد؟

من همیشه سعی کردم با موسیقی‌ام به شما امید بدهم، اما خودم، امیدی نداشتم. من در دنیایی زندگی کردم که در آن، زیبایی ظاهری از ارزش‌های انسانی مهم‌تر بود. دنیایی که در آن، کلمات می‌توانند هر چیزی را بکشند.

امیدوارم روزی برسد که شما، قبل از قضاوت کردن، کمی فکر کنید. امیدوارم روزی برسد که به جای نفرت، عشق بورزید و به جای تحقیر، همدلی کنید.

خداحافظ، از صمیم قلب، نامجون."


ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟑 | وقتی یک نفر طرف تو می‌ایستدچند هفته گذشت.دوستی آنها...

ا/ت صبح روز بعد، زودتر از همیشه خودش را به دفتر روابط بین‌ال...

℘ɑׁׅꭈׁׅtׁׅ 5 | یک قدم نزدیک‌ترروزهای بعد، چیزی بین ا/ت و جیم...

ادامه ی فصل سوم 👇🫠خوش اومدین،» جونگ‌کوک با صدایی گرم و مهربا...

ریاکشن پارت ۲

«قراردادِ سیاه» p1باران شدیدی روی عمارت قدیمی خانواده‌ی جون ...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟸 | هم‌کلاسیِ مزاحمسه روز از شروع دانشگاه گذشته ب...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

پارت 2

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط