𝔐𝔶 𝔪𝔞𝔣𝔦𝔞

𝔐𝔶 𝔪𝔞𝔣𝔦𝔞
ᴘᴀʀᴛ ۱۷
ડꫀꪖડꪮꪀ 𝟙



ناتنی جنا: چی؟

وی: گشو بیرون وگرنه پارَت میکنم...



داداش ناتنی جنا تفنگ رو به سمت وی گرفت


ناتنی جنا:
وی یا همون تهیونگ که تو کره جنوبی صدات میکنن الان اگه من فشارش بدم میمیری...

وی: وای چقدر ترسیدم منو با اینا میترسونی...


تهیونگ (وی)

پشت کرد و داشت میرفت که پسره گلوله رو زد
تهیونگ حواسش نبود

که جنا یکدفعه اومد جلوی گلوله رو گرفت گلوله خورد بود به جنا

تهیونگ (وی):
جنا (با دادی که گریه دارد)

جنااااااا
زنگ بزنین امبولانس نمیبینین جنای من زخمی شده هاااا (با داد)

فلیکس از راه رسید...

فلیکس: وی چی شده ها پسر...


وی: نمیبینی فلیکس لااقل تو یه کاری کن خواهش میکنم....
زنگ بزن اورژانس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داداش ناتنی جنا فرار کرد...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

فلیکس: برین دنبالش بدویین

بادیگارد ها: چشم قربان

چند روز بعد....

وی: دکتر هنوز حال جنا خوب نشده؟

دکتر: جناب رئیس فعلا دارن امروز اخرین عمل رو انجام میدن.....

وی: جنا جنای من (با بغض)

فلیکس: وی هیچی خوردی الان چند روزه هیچی نخوردی پسر...

وی: فلیکس بنظرت با این وضعیت جنا میتونم؟(با گریه ملایم)

فلیکس: وی اون دشمنت...

وی: نه اون عشقمه من عاشقش شدم فلیکس...

فلیکس: اما...

وی: فلیکس...

فلیکس وی رو بغل کرد

دکتر اومد.....


دکتر: جناب تهیونگ

وی: چیه چی شده ها بدو بگو....

دکتر: چون گلوله به شکمشون خورده حالشون خوبه فردا مرخص میشن.....


ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۱ — یه مهمون جدیدصدای زنگ در دوباره بلن...

پارت ۴۹ ساعت هفت شده بود.لینا جلوی آینه آخرین نگاه رو به خود...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 47[راوی]جمعه با...

پارت ¹ساعت هشت صبح؛ تیمارستان روانی سنت‌ماری.همه‌چیز برخلاف ...

𐙚 پارت ¹ | ویو نامراروی نیمکت نشسته بودم. هوا خنک بود و باد ...

KIM V

خرگوش درون ددی$فصل : ۱$پارت : ۱۲$تهیونگ : خیلی پرو شده باید ...

•~تک پارتی جونگکوک~•یک روز با جونگکوک چطور میگذره؟( به عنوان...

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓t3 ⊹˚₊𐙚𓆩♡𓆪 ─────────────── 𓆩♡𓆪🌷 ویو آت ...

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط