غرور اسلیترینی P21
به خوابگاه که رسیدم آستوریا اومد سمتم و دستم رو گرفت و با نگرانی گفت
آستوریا: کاترین نمی دونی چه اتفاقی افتاده
کاترین: بگو
آستوریا: خب..... نمی تونم
کاترین: دِ زر بزن
آستوریا: پروفسور مک گونگال کارت داره
پوکر نگاش کردم و گفتم
کاترین: همین؟
آستوریا اومد در گوشم و آروم گفت
آستوریا: اون پسره برادر اون عوضی لوکاس به مک گانگال گفته برادرش رو اذیت کردی و گفته که فقط برادرش بهت در خواست دوستی داده و تو هم بی دلیل روی برادر اون ورد زدی
کاترین: لعنتی چه گهیه
آستوریا: کاترین امشب مک گانگال کارت داره فکر کنم تنبیه میشی
پس بگو چرا کارلوس بهم گفت امشب به سزای اعمالت میرسی.....
آستوریا: چی؟
کاترین: هیچی برادرش اومد چند دقیقه پیش بهم گفت شب به سزای اعمالم می رسم
4 ساعت بعد
الان دیگه وقت شام میشد و منم چون ناهار نخورده بودم گشنه بودم قراره بعد شام برم دفتر پروفسور مک گانگال نشستم سر میز و شروع به خوردن کردم فکر کنم رکورد رونو شکوندم بعد از اینکه غذا خوردم رفتم دستشویی پد رو گذاشتم و رفتم خوابگاه کیفم رو گذاشتم الان ساعت یه ربع به نه بود می خواستم برم حموم با خودم گفتم چون امشب تنبیه می شم و معلوم نیست چه تنبیهیه حموم رو بیخیال شدم دیدم یکی در زد درو باز کردم که متیو و دراکو و تئو و ریگی و انزو و بلیز بودند
کاترین: چه خبره دست جمعی اومدین
دراکو: میخوایم ببینیم تنبیهت چیه
تئو: درسته
متیو: قرار نیست اتفاق خاصی بیوفته
ریگی: نگران نباش
بلیز: آرامششششش
انزو: یه نفس عمیییییق بکش
کاترین: هی هی آروم باشین قرار نیست اعدامم کنند که... صبر کن ببینننننمممم چرا باید براتون مهم باشم
انزو: آروم باش متیو: هیچی هیچی دراکو: بلیز گفت بیایم ریگی: پسر عموتم تئو: نه نه نه اصلا هیچی نبود اینا منو کشوندند بلیز: گفتند بیام
خیلی تابلو حرف می زدند و با استرس(بچه ها اینجوری نوشتم یعنی دارن توهم توهم و باهم حرف می زنند)
تام: چیزی می گفتید
متیو پرید بالا
متیو: ههیییی چته ریدم به خودم دراکو: هیچی هیچی ریگی: فاصله عزیزوم فاصله تام: جان؟ بلیز: زهر مار تئو: فضولی؟ تام: بله؟
داشت چوبدستیش رو در می آورد که انزو گرفتش و گفت
انزو: تام آروم باش آروم باش
وقتی که آروم شد انزو گفت
انزو: نفس عمیق بکش و بگو من آرومم
انزو ولش کرد که تام می گفت
تام: من آروممم من آرومممم.....
یهو یه ورد زد خدا رو شکر تئو جا خالی داد
بچه ها پارت بعد شرط داره 🤍
باید دو تا پارت از رمان عشق یخی بیاد🤗😏
تا اون موقع من کاری از دستم بر نمیاد بای👋
آستوریا: کاترین نمی دونی چه اتفاقی افتاده
کاترین: بگو
آستوریا: خب..... نمی تونم
کاترین: دِ زر بزن
آستوریا: پروفسور مک گونگال کارت داره
پوکر نگاش کردم و گفتم
کاترین: همین؟
آستوریا اومد در گوشم و آروم گفت
آستوریا: اون پسره برادر اون عوضی لوکاس به مک گانگال گفته برادرش رو اذیت کردی و گفته که فقط برادرش بهت در خواست دوستی داده و تو هم بی دلیل روی برادر اون ورد زدی
کاترین: لعنتی چه گهیه
آستوریا: کاترین امشب مک گانگال کارت داره فکر کنم تنبیه میشی
پس بگو چرا کارلوس بهم گفت امشب به سزای اعمالت میرسی.....
آستوریا: چی؟
کاترین: هیچی برادرش اومد چند دقیقه پیش بهم گفت شب به سزای اعمالم می رسم
4 ساعت بعد
الان دیگه وقت شام میشد و منم چون ناهار نخورده بودم گشنه بودم قراره بعد شام برم دفتر پروفسور مک گانگال نشستم سر میز و شروع به خوردن کردم فکر کنم رکورد رونو شکوندم بعد از اینکه غذا خوردم رفتم دستشویی پد رو گذاشتم و رفتم خوابگاه کیفم رو گذاشتم الان ساعت یه ربع به نه بود می خواستم برم حموم با خودم گفتم چون امشب تنبیه می شم و معلوم نیست چه تنبیهیه حموم رو بیخیال شدم دیدم یکی در زد درو باز کردم که متیو و دراکو و تئو و ریگی و انزو و بلیز بودند
کاترین: چه خبره دست جمعی اومدین
دراکو: میخوایم ببینیم تنبیهت چیه
تئو: درسته
متیو: قرار نیست اتفاق خاصی بیوفته
ریگی: نگران نباش
بلیز: آرامششششش
انزو: یه نفس عمیییییق بکش
کاترین: هی هی آروم باشین قرار نیست اعدامم کنند که... صبر کن ببینننننمممم چرا باید براتون مهم باشم
انزو: آروم باش متیو: هیچی هیچی دراکو: بلیز گفت بیایم ریگی: پسر عموتم تئو: نه نه نه اصلا هیچی نبود اینا منو کشوندند بلیز: گفتند بیام
خیلی تابلو حرف می زدند و با استرس(بچه ها اینجوری نوشتم یعنی دارن توهم توهم و باهم حرف می زنند)
تام: چیزی می گفتید
متیو پرید بالا
متیو: ههیییی چته ریدم به خودم دراکو: هیچی هیچی ریگی: فاصله عزیزوم فاصله تام: جان؟ بلیز: زهر مار تئو: فضولی؟ تام: بله؟
داشت چوبدستیش رو در می آورد که انزو گرفتش و گفت
انزو: تام آروم باش آروم باش
وقتی که آروم شد انزو گفت
انزو: نفس عمیق بکش و بگو من آرومم
انزو ولش کرد که تام می گفت
تام: من آروممم من آرومممم.....
یهو یه ورد زد خدا رو شکر تئو جا خالی داد
بچه ها پارت بعد شرط داره 🤍
باید دو تا پارت از رمان عشق یخی بیاد🤗😏
تا اون موقع من کاری از دستم بر نمیاد بای👋
- ۱۵.۵k
- ۲۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط