اگرمیگفتی :

اگرمیگفتی :
قرار است قربانی هوس هایت " من " باشم

آن وقت در انتخاب خنجری تیزتر کمک ات می کردم !

راحت تر حنجره ام را می برید

و کم تر می کرد

هم دردش را

هم زجرش را..


دیدگاه ها (۱)

چند روز بعد، ات کم‌کم به زندگی جدیدش در عمارت عادت کرده بود....

پارت ۳

#میکاپ_آرتیست_من

𓆩 پارت ۴۱ 𓆪 🖤🥀ات یک قدم عقب رفت.— امکان نداره...مرد از تاریک...

مافیای من — قسمت ۱۹رازی که به او مربوط بودماشین همچنان در سک...

پارت ۱۹۷

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

پارت سیزدهم کوک. دیدم ات خوشکش زده که گفتم خوب شده بهم میاد ...

dark life = 33

ساعت ۹ شب بود. اَت از عصر منتظر تهیونگ بود تا باهم شام بخورن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط