اونوکی با دسته گل داشت به سمت خواهرش میرفت همون لحظه که ر

اونوکی با دسته گل داشت به سمت خواهرش میرفت همون لحظه که رسید دید موزام یکی از اون تیغه هارو کرد تو شکم کاعویارا یعنی خواهرش و همون لحظه خون ریخت روش ولی چون نیمه شیطان بود بجای اینکه اشک سفید بیاد اشک قرمز اومد همین دیگ
دیدگاه ها (۰)

فعلا بیو اوسیم میدم_نام:اونوکی سانسن:19تولد:8 جولای تیرخواهر...

رمان تاجی از سوءتفاهم

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.5 (روایت از زبان ا...

دامیان از فروشگاه اومد بیرون و دید آنیا هیچ جا نیست برای یک ...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونین   پارت اخر/PART: Four صدای جیغِ م...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p92صدا از پشت دست او خفه شد.کای لبخند زد...

پزشک انتقال خون سیدنیEp1

اسم فیک = " محو اقیانوس نگاهت "پارت " 51 " " ویو پارک جیمین ...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁹ویو کوکرفتم سمت آزمایشگ...

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۱بارون شدیدی می‌بارید.لو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط