{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کامنت نباشد داستان نیست ✋

کامنت نباشد داستان نیست ✋
فرشتگان : پارت ۶
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*ساموئل .... ساموئل .... آهههه ساموئل
*هااا؟ کی داره صدام (قرمز شدن چشم ها)
*بزار شهوت تمام وجود تورو بگیره بعد شروع کنه به گناه انجام دادن باور کن خیلی .... لـــذت بـــخـــشه. ...
🟧مایکل
🟧پس اون نادون کجا موند؟!(فریاد)لشکر الهی همه به فرمان من !! همه بهشتیا و اللخصوص شما هم برید یه جا تا آبا از آسیاب بیوفته منم سعی می کنم اوضاع رو سرسامون بدم !!!
*اطاعت!!!
⬛ عزرائیل
⬛هممم.... خوب پیش نهاد نمی کنم اما اگه می خوای تنها از پسش بربیای اوضاع برا خودت و اهل بهشت سخت تر میکنه ...
(ساموئل از پشت سر کاسیوس خفت می‌کنه)
🟩کاسیوس
🟩!!!!!بچه ها.........
🟥لئوری
🟥چی بود ؟ ... کاسیوس کجا رفتی آهای
🟧وایسا بینم کاسیوس همین چند لحظه پیش اینجا بود کجا غیبش زد ؟
⬛انگار رفت زیر ابرا .... (نگاه کردن)فاک !!! لعنتی اون دیگه چه کوفتیه!
🟧همون دود تحریک کننده!!
(دوران کودکی)
🟫گالیم
🟫قربان نگاه کنید چقد روح سرگردان اینجاست همه جا پر شده از اونا
⬜گاد
⬜خوب این یه افتضاحه بزرگه ما به یکی نیاز داریم این مظلومای فلک زده رو جمع کنه (نگاه کردن به گالیم)
🟫آهههه قربان من این نگاهتون میشناسم بازم ؟
⬜نیازی به گفتنم نبود .... متولد شو (نورانی شدن)
(عزرائیل فرشته ای با بال های سیاه که نشانه مرگ است با پلک های طلایی و مقدس ارباب روح ها و گردآورنده آن دارنده قدرتمند ترین چشم ها بین برادران در زمان جنگ با تاریکی حضور پر رنگی داشت و تونست تاریکی رو از صحنه روزگار محو کنه اما مقداری از اون پلیدی باقی موند و فرار کرد عزرائیل با پا گذاشتن بر روی زمین شکل متفاتی از خودش نشون میده تا هویتش آشکار نشه و در زمان خیانت لوسیفر برادرش رو جزئی از تاریکی خطاب کرد و در آخرین لحظات ضربه آخر به لوسیفر زد و اون رو به گودال انداخت با گذشت زمان شاهد گناهان وحشتناکی از انسان ها شد به همین دلیل در زمان ورودش به زمین هیچ رحمی به اون ها نمی کرد و چهره وحشتناکی به خودش میگرفت)
(زمان حال)
⬛آههه من که مشکلی ندارم دست مالیت کنم ولی خودت ممکنه مقاومت کنی پس بهتره یه جا پناه بگیریم اینجوری نمیشه
🟧تو هنوز حساسیت موضوع رو نمیفهمی ؟!
🟥بیاین بریم الان بهمون میرسه!!
🟫وای نه ... یه جاه هست که میتونیم بریم.... اما ...
🟧(ضربه زدن به شونه گالیم)من بمیرمم نمیرم جهنم حاضرم با عزی حتی کارایه مضخرف بکنم
⬛انتظار این حرفو نداشتم یعنی انقدر دلت می خواد ؟
🟫هر دو تاتون دهناتونو ببندین منظورم .... عالم برزخ بود
🟥پس جبرئیل کجاست ؟! یا کاسیوس ؟!
🟩(ایستادن)
🟥کاسیوس کجا غیبت زد ترسیدم فکر کردم بلایی.... چشمات !! چشمات چرا قرمز شده؟!
🟩(گرفتن دست لئوری)
ادامه دارد ....
دیدگاه ها (۲۹)

چون پارت ۱۱ زیاد بود دوتا فرستادم

عشقی گمشده در تاریکی جنگلپارت ۸(از زبون راوی)...وقتی اون گل ...

فصل ۱ قسمت سوم ولنتینو و برد تو اتاقش. لوسیفر روزی که پادشا...

سناریو: وقتی یکی میاد و جلوی اونا بهت اعتراف می‌کنه :نامجون ...

پارت۷کاتسوکی بعد از اینکه ایزوکو رفت، چند لحظه همون‌طور توی ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️پاندورا هنوز به اون چهار اسم روی دیوار نگا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط