Part: 3

موهاش از پشت کشیده شد!
_yun:مراقب خودت باش!....
مرد از کنارش رد شد و به جلوتر قدم برداشت
نوراسو بی اهمیت به راه خودش ادامه داد و به مغازه ای رسید و چند وعده غذا خرید؛ و بعد به خونه رفت.
کلید رو توی در گذاشت و کیلد رو چرخوند!
طبق معمول پدرش خونه نبود ...رفت سراغ خواهر ناتنی وحشیش نوما!
_noma: زیر چندتا پسر خوابیدی پول جمع کردی؟!*خنده*
_noraso: بگیر اینو کوفت کن یه وقت نمیری از گشنگی انقدر هم زر اضافی نزن تا همین الانش اینجام باید خداروشکر کنین!
_noma: خداروشکر؟!...هه..اما با این پول در آوردن نمیشه خداروشکر کرد یه جورایی میشه گفت این پول حلال نیست
موهای نوما رو از فرق سرش کشید!.
_noraso: زر اضافی بزنی زبونتو میبرم! فهمیدی؟
نوما با حالت مرموزی به نوراسو نگاه کرد!
خونه به حالت تاریکی فرو رفت انگار که ابر جلوی خورشید رو گرفته بود!
در همون لحظه برق خونه قط شد و هوا شروع به بارش بارون کرد!
انگاری همه چیز طبق روال مین تعیین شده بود به راحتی از پشت بوم کنترل برق رو کشید و از پنجره فرار کرد!
_min: انتقام های سختی در انتظارته لی نوراسو
...
این پارت کم شد ولی جبران میکنم!
ادامش تو پارت بعدی؟!!💁
#vogue
#Loramin
@voguecompany
دیدگاه ها (۳)

پارت ۹: پشتِ درِ بستهنامجون با آرامش در رو پشت سرش بست و قفل...

پارت 46 رمان عشق مدرسه ای ات: اله هیونجین: باشه پس من برم گر...

🖤 OBSESSION | وسواس پارت ششم: کلیدجونگ‌کوک دوباره به الارا ن...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : چهارم » ( بریم سراغ تهکوک که چجوری آ...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.2 (روایت از زبان ن...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۹۲ویو راوی نورا پ...

Season Two | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌ᴘᴀʀᴛ ¹ 🖤همه‌ی آدم‌ها رازهایی دارن؛ ر...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 81به مناسبت ۷۰۰ تایی...

#مافیا_عزیز_من#Part29فلیکس با قدم‌های بلند و پرقدرت، در حالی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط