ستاره من(شروع زندگی آماتراسو)
پارت ۹
در حالی که آکومارین داشت اجرای آی را تماشا میکرد یهو روبی خواهر دوقلو آکومارین بیدار شد و با عصبانیت سمت آکوامارین رفت و گفت آکوا چرا بیدارم نکردی تا اجرا مامانم رو ببینم.
بعد با اخم بچگانه ای نشست و اجرا را تماشا کرد و با زوق راجب آی حرف میزد و آکوا با آرامش به حرف هایش گوش میکرد چون از نظر او روبی شبیه سارینا بود.
سارینا بیمار سابق گورو بود که در نهایت در ۱۲ سالگی بر اثر بیماری سرطان مرد.
سه سال بعد...
یک روز معمولی بود آکوا و روبی در خانه نشسته بودند و حرف میزدند که آی با خوشحالی وارد خانه شد و گفت آکوا، روبی یه خبر خوش دارم و بعد روبه آکوا گفت تو قراره داداش بزرگه بشی و روبی توهم قراره آبجی بزرگه بشی.
روبی و آکوا به هم نگاه کردن و بعد با زوق که انگار فهمیدن منظور آی چیست همزمان گفتند واقعا؟
اینطور ماه ها گذشت و خانواده هوشینو به میازاکی رفتند تا بچه آی آنجا بدنیا بیاید .
آماتراسو در حال نابودی بود آرام زمزمه کرد: من حالا خواهم مرد ولی بزودی بعنوان دختر آی تناسخ پیدا میکنم و بعد آرام محو شد.
در میازاکی کمی گذشت و بچه آی بدنیا آمد یک دختر کوچولو با چشمان و موهای دورنگ.
آکوا و روبی آرام آمدند و با خوشحالی به خواهر کوچکشان خیره شدند.
سوالات این پارت:
1️⃣اسم دخترک چیه؟
2️⃣آماتراسو بعد مرگ کجا خواهد رفت؟
در حالی که آکومارین داشت اجرای آی را تماشا میکرد یهو روبی خواهر دوقلو آکومارین بیدار شد و با عصبانیت سمت آکوامارین رفت و گفت آکوا چرا بیدارم نکردی تا اجرا مامانم رو ببینم.
بعد با اخم بچگانه ای نشست و اجرا را تماشا کرد و با زوق راجب آی حرف میزد و آکوا با آرامش به حرف هایش گوش میکرد چون از نظر او روبی شبیه سارینا بود.
سارینا بیمار سابق گورو بود که در نهایت در ۱۲ سالگی بر اثر بیماری سرطان مرد.
سه سال بعد...
یک روز معمولی بود آکوا و روبی در خانه نشسته بودند و حرف میزدند که آی با خوشحالی وارد خانه شد و گفت آکوا، روبی یه خبر خوش دارم و بعد روبه آکوا گفت تو قراره داداش بزرگه بشی و روبی توهم قراره آبجی بزرگه بشی.
روبی و آکوا به هم نگاه کردن و بعد با زوق که انگار فهمیدن منظور آی چیست همزمان گفتند واقعا؟
اینطور ماه ها گذشت و خانواده هوشینو به میازاکی رفتند تا بچه آی آنجا بدنیا بیاید .
آماتراسو در حال نابودی بود آرام زمزمه کرد: من حالا خواهم مرد ولی بزودی بعنوان دختر آی تناسخ پیدا میکنم و بعد آرام محو شد.
در میازاکی کمی گذشت و بچه آی بدنیا آمد یک دختر کوچولو با چشمان و موهای دورنگ.
آکوا و روبی آرام آمدند و با خوشحالی به خواهر کوچکشان خیره شدند.
سوالات این پارت:
1️⃣اسم دخترک چیه؟
2️⃣آماتراسو بعد مرگ کجا خواهد رفت؟
- ۷.۴k
- ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط