{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خوناشام_کوچولو

#خوناشام_کوچولو
پارت49
ویو لیا شب شد اعضا بیدار شدن و اومدن و همه چی رو تعریف کردن
+یعنی مشکل پیش نیومد
_ن نیومد
=خدایا شکرتتتتت
~الان دیگه خیال هممون راحته
*دقیقااا
،شام چی بخوریم
٪ هیونگ خدایی دمت گرم (با خنده)
،چرا
٪ وسط این حرفا یهو غذا
"خو راست میگه منم گشنم(حرفش کامل نشد چون یهو صدای شکم هوپی بلند شد)
•مثل اینکه منم گشمنه
(همه خندیدن)
=+بیاید غذا امادس
،کی غذا پختید
=از وقتی شما خوابیدید تا بیدار شدید
+برای اینکه هوامون پرت شه
_بریم ببینیم چه کردن
خلاصه شام خوردیم و کلی گفتیم و خندیدیم و خیلی خوب بود همه چی و رفتیم بخوابیم تا فردا اعضا برن کمپانی و ما هم دانشگاه
ویو فردا
ویو ا.ت
صبح بیدارشدیم و اعضا رفتن کمپانی ماهم رفتیم داشگاه از وقتی از ماشین پیاده شدیم همه نگاهمون میکردن و پچ پچ میکردن
چند ماه بعد
یه مدت اینجوری گذشت و چند بار مورد حمله قرار گرفتیم و گفتن که کوک و ته ته تمام پول مارو میدن و ماشین و خونه رو برامون خریدن و خیلی به کوک و ته ته هیت دادن ولی همه چی درست شد اونم با یه اتفاق
دیدگاه ها (۰)

رمان : آیدل من پارت :«2»ویو «ا/ت»با حرفی که آقای جانگ زد داش...

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟑فردا عروسی بودویو انیا چقدر خستم (یهو ...

رئیس دوست داشتنی من پارت سیزدهم 🩷صبح بود من در سرکار بودم وم...

پری کوچولوی منپارت ۸ویو روز عقدته: توی محضر بودیم کوک دستمو ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۷✦رستوران ویو ات ویوبا اعضا داشتیم شام میخوردیم که یهو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط