چَسبوندَتَمـ بہ دیوار

چَسبوندَتَمـ بہ دیوار
نمیخواستـَم نِگاش کُنَمـ
چِشماش اَشکے بود
صِداشـ میلَرزید
مَنَم خِیلے تَرسیده‍ بودَمـ
قَلبـَمـ تٌند میزَد
خودَمو هٌلـ دادَمـ جلو
کہ وِلَم کنہ بِرَمــ
فِشارَمـ داد بہ دیوار
با صِداےِ بـــٌلَند گٌفتَم چے میخواے؟؟؟
با هَموڹ چِشماے اَشکیش تو چِشامـ زٌل زَد
با هَمونـ صِداے لَرزونِش گٌفت‍
ت‍ـو رو...
قًلبـَمـ لًرزید
یہ قَطره اَشکــ از چِشامــ چِکید
چٍقَد دوس داشتَم اون لَحظہ یہ‍ بار دیگہ تِــــکرار شہ💔
دیدگاه ها (۱)

کپشنننننننن💘💘💘عروسک من😈🔞پارت هشتاد و پنج خندید و بیشتر منو ت...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.5 (روایت از زبان ا...

پارت ۳

دیو و دلبر پارت ۲۷ لباسم را در مشتم جمع کردم کلی خنده و خوشح...

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

مافیای من

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

پارت: 32 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**صدای جیغ و همهمه‌ی تماشاچ...

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط