پارت⁴Bitter but sweet✨️㋡ ☟
- نمیخوای با من بری؟
+ پووفف، علافه ای ندارم حالا ولم کن.
- نچ، ولت نمیکنم.
یه خدمتکار اومد نزدیکش و....
÷ سلام قربان، خوش اومدید از این طرف.
همراهش رفتیم که رسیدیم به یک جا.
یه مرده نزدیکش اومد و گفت...
× اوه ببین کس اومده اینجا!
خیلی دوست داشتم بدونم کیهو بعدش فهمیدم که....
همه اینا یه نَفَرین واسه خودشون ولی این پسره چیکارست؟
همینجوری که یک لیوان شراب دستش بود کشوندمش و گفتم:
- تو واقعا کی هستی؟
یه نگاه بهم کرد و ...
- بنظرت میتونم چی باشم ؟
+ الان بحث این طور عوض نکن .
چند دقیقه مکث کردم و نگاهش کردم و....
+ نکنه تو مافیایی؟
+ پسرایی مثل تو...
یه خنده ریزی به علامت آره زدو باورم نمیشد که یک مافیا جلوم وایساده.
'آره من یک مافیام و رئیس بزرگ ترین باند خلافکارانه.
+اگه تو مافیایی پس اونا کین؟
-اونا هم لقب هایی .....
+ آها
- چیه خوشت اومده انگار ؟
+ نه فقط میخوام از شر تو خلاص شم.
دستشودورکمرم پیچید و آورد نزدیک خودش ،جوری که نزدیک بود که یک سانتی متر دیگه به لباش میرسیدم.
+ ولم کن.
به زور خودمو کشیدم بیرونو رفتم یک جا نشستم .
اومد کنارم نشست و...
- هی اریکا بیا اونجا کنار بقیه بشین.
+ نمیخوام.
اون رفت کنار دوستاش ومنم از دستش راحت شدم .
خیلی دلم برای خونه تنگ شده.
همینجوری که نشسته بودم ناگهان یکی اومد کنارم .
= هی خوشگله چرا تنهایی .
+ به تو ربطی نداره.
مایل به پارت بعدی؟ ✨️
+ پووفف، علافه ای ندارم حالا ولم کن.
- نچ، ولت نمیکنم.
یه خدمتکار اومد نزدیکش و....
÷ سلام قربان، خوش اومدید از این طرف.
همراهش رفتیم که رسیدیم به یک جا.
یه مرده نزدیکش اومد و گفت...
× اوه ببین کس اومده اینجا!
خیلی دوست داشتم بدونم کیهو بعدش فهمیدم که....
همه اینا یه نَفَرین واسه خودشون ولی این پسره چیکارست؟
همینجوری که یک لیوان شراب دستش بود کشوندمش و گفتم:
- تو واقعا کی هستی؟
یه نگاه بهم کرد و ...
- بنظرت میتونم چی باشم ؟
+ الان بحث این طور عوض نکن .
چند دقیقه مکث کردم و نگاهش کردم و....
+ نکنه تو مافیایی؟
+ پسرایی مثل تو...
یه خنده ریزی به علامت آره زدو باورم نمیشد که یک مافیا جلوم وایساده.
'آره من یک مافیام و رئیس بزرگ ترین باند خلافکارانه.
+اگه تو مافیایی پس اونا کین؟
-اونا هم لقب هایی .....
+ آها
- چیه خوشت اومده انگار ؟
+ نه فقط میخوام از شر تو خلاص شم.
دستشودورکمرم پیچید و آورد نزدیک خودش ،جوری که نزدیک بود که یک سانتی متر دیگه به لباش میرسیدم.
+ ولم کن.
به زور خودمو کشیدم بیرونو رفتم یک جا نشستم .
اومد کنارم نشست و...
- هی اریکا بیا اونجا کنار بقیه بشین.
+ نمیخوام.
اون رفت کنار دوستاش ومنم از دستش راحت شدم .
خیلی دلم برای خونه تنگ شده.
همینجوری که نشسته بودم ناگهان یکی اومد کنارم .
= هی خوشگله چرا تنهایی .
+ به تو ربطی نداره.
مایل به پارت بعدی؟ ✨️
- ۱.۴k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط