عاشق شدم، اما دلم پروانه پروانه
عاشق شدم، اما دلم پروانه پروانه
دور و بر شمع نگاهت سخت میسوزد
من قصّهی دردم، ولی از شرمِ روی تو
چشمم نمیبارد، لبم را بخت میدوزد
ساکت نگاهم کن؛ ببین دیوانگیها را
از چون منی عاقل که در عشق تو حیرانم
از من ربودی هرچه از عقل و مشاعر بود
آری ز درد تو، چنین ویران ویرانم
یکروز میمیرم، ولی آهسته آهسته
با سینهای مملو ز داغِ عشق چشمانت
با دیدههای پر ز اشک و حسرتِ دوری
دیوانهوار از حسرتِ موی پریشانت...
#تبریزی
دور و بر شمع نگاهت سخت میسوزد
من قصّهی دردم، ولی از شرمِ روی تو
چشمم نمیبارد، لبم را بخت میدوزد
ساکت نگاهم کن؛ ببین دیوانگیها را
از چون منی عاقل که در عشق تو حیرانم
از من ربودی هرچه از عقل و مشاعر بود
آری ز درد تو، چنین ویران ویرانم
یکروز میمیرم، ولی آهسته آهسته
با سینهای مملو ز داغِ عشق چشمانت
با دیدههای پر ز اشک و حسرتِ دوری
دیوانهوار از حسرتِ موی پریشانت...
#تبریزی
- ۱۲.۳k
- ۰۱ بهمن ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط